عملیات جاری یا شکنجه روحی وروانی نیروها (قسمت اخر)

چون رجوی جانشین خدا بود ومریم هم مشاورباتوجه به فوت رجوی مریم جای اورا گرفته وجانشین خدا شده درنتیجه باید پروژه را درمحضرخدا بخواند چون فقط به خدا پاسخگو است

عملیات جاری (قسمت اخر)

پروژه سگ دعوای مریم عضدانلوبا جداشده ها درمحضرخدا

چون رجوی جانشین خدا بود ومریم هم مشاورباتوجه به فوت رجوی مریم جای اورا گرفته وجانشین خدا شده درنتیجه باید پروژه را درمحضرخدا بخواند چون فقط به خدا پاسخگو است

فرق پروژه وعملیات جاری دراین بود که عملیات جاری درباره کارهای روزانه با سه چهارفاکت تمام میشد ولی پروژه درباره یک موضوع ولی درزمانهای مختلف که بعضی ها ده پروژه وهرپروژه مثلا تا پنجاه فاکت یا ده فاکت نوشته میشد  

فاکت : وقتی علی شیرزاد  شروع به نوشتن کرد لحظه واو داشتم

نقطه اغاز :گفتم ابرویمان رامیبرد

زبان ماد : گفتم حرفش درسته وما برخورد درستی نکردیم اونفرقدیمی بود ونمی بایست میگذاشتیم میرفت که حالا برعلیه خودمون حرف بزند اگرما هواسمون بود به این نقطه نمیرسیدیم او که اول باما کاری نداشت ما سربه سراوگذاشتیم وسنگ اندازی درپناهندگی او کردیم وبوسیله هواداران اورا لجن مال کردیم وباعث شدیم تابرعلیه ما موضع بگیرد

واقعیت : حرف من حرف خمینیست او درمناسبات حرف خمینی را میزد شعبه سپاه پاسداران بازکرده بود ونیروها را با رفتاروحرفها وعملکردش ازبین میبرد من اسیر افکارخمینی بودم .بارهبرعقیدتی شکاف داشتم اگربارهبری تنظیم میکردم ومنافع اورادرنظرمیگرفتم هرگز نمیبایست اورادردرون سازمان راه میدادم چون خود خمینی امده بود ومناسبات راشخم میزد رهبری ازروزاول گفت علی شیرزاد مزدور خمینی ست ودرایران با وزارت خارجه رابطه داشته وباهماهنگی ولایتی ودستورخمینی دردرون ما نفوذ کرده بود اصلا مادرزاد مزدور بدنیا امده بودولی رهبری چون به یک گرم معتقد بود ازرحم وشفقت ومهربانی بیش ازاندازه اجازه داد درون مناسبات بیاید شاید پاک شده وادم بشود

تعهد :ازاین ببعد دیگه کسی را راه نمیدهم اگر200 نفرطبق گفته رهبری انقلاب کرده داشته باشم خمینی را سرنگون میکنم وتعهد میدهم که نفرات را شبانه روزوارد انفلاب کرده نشست شبانه روزی بگذارم غسل را روزانه وعملیات جاری را هرساعت برگذاروخط رهبری راپیش ببرم

فاکت :.وقتی فلانی گفت میخواهم بروم بهم ریختم

نقطه اغاز: ترسیدم برعلیه سازمان حرف بزند

زبان ماد: او که درایران نبود اسیر جنگی بود اورا اوردیم ولی درست تنظیم نکردیم اورا اذیت کردیم 24ساعت او را درهرنشست ومناسبتی اسیرجنگی خواندیم اورا نفر بیرونی حساب کردیم گفتیم اهل مبارزه نیست اورابجای کمک نفربیرونی قلمداد کردیم مقصربودیم

واقعیت : او اصلا مجاهد نبود نفرسپاه پاسداران و در جنگ ضد میهنی شرکت کرده بود اگرداخل مناسبات امد ازهمت بلند وگذشت وعفو ورحمت رهبری بود که درون مناسبات امد بخاطرحقوق بشرواینکه ایرانیها ازاردوگاه خلاص شوند اوردیم شیرهمیشه بیداربه تنهایی خمینی راسرنگون میکرد این من بودم که انها رااوردم رهبری ازروزاول مخالف بود چیزهایی رامیدید که من هزارسال اینده میفهمم ومی بینم من اسرارکردم وانها رااوردم ودستان رهبری رابسته وبااوردن انها نگذاشتم خمینی سرنگون شود  اگراینها نبودند رهبر عقیدتی تا حالا خمینی رانه یکباربلکه هزاربارسرنگون کرده بود و…..

تعهد :دیگرهیچ اسیرجنگی رابه مناسبات راه ندهم

همین حرفهای ثابت وتکراری درهرفاکتی نوشته میشود ازنوشته ها براحتی بی محتوا بودن وسرگرم کردن وخالی کردن نفرات ازهویت خود وجایگزینی شکنجه روحی وروانی وحرفهایی که نفرات بخود میگفتند وپشت سرش تف وچماق وکتک وفحش وحرفهای دیگرنصیب نفرات درنشست میشد وقتی نفرپروژه اش تمام میشد اگردوست نزدیک بود وسوال میکردی الان بعد پروژه چی شدی میگفت هیچی اگریک ذره ادمیت برایم مونده بود ازبین رفت چون انقدراحساس تحقیروکوچک شدن داشتم که بیشترله شدم ولی چکارکنم اگرننویسم زیرفشارمجبورم خودکشی کنم بهتراست همین حرفهای بی سروته رابنویسم وخودراراحت کنم  

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s