جامعه بی طبقه توحیدی، درون تشکیلات باج دادن انچنانی

فرزندان ونورچشمی های انها پنهانی تصورات وخوابهای رویایی یک عده را شب وروز تناول میفرمودند وما میبایست میرفتیم ودرعملیات جاری فاکت میخوندیم که درخواب ؛ خواب  شکلات ویا پفک نمکی دیدم وفحش میخوردیم که پدرسوخته فلان فلان شده مجاهد نباید خواب شکلات ببیند اثاربورژوازی وغرق شدگی تو دربورژوازیست که انقلابت را سوراخ کردی ما نفهمیدیم این چه انقلابی بود که با دیدن شکلات درخواب ابکش میشد ولی فرزندان ونورچشمی ها وزنان شورای رهبری ومسولین بالا با خوردن انقلاب را سوراخ نمیکردند

جامعه بی طبقه توحیدی ،درون تشکیلات باج دادن انچنانی

رجوی وعضدانلوغبارازرخ دین زدودند

همانطورکه میدانید مجاهدین پنجاه سال است درباره جامعه بی طبقه توحیدی حرف میزنند وبراساس این با مخالفین خود تنظیم کرده وادعای اسلامی بودن اقتصاد خود را داشته وکتابها درباره ان نوشته وحرفها زده است میخواهیم ببینیم این جامعه دردرون خودش چگونه بوده ورفتارمیکند

 دردرون مجاهدین مکانهایی بود ازاد وهرکس هرچیزی نیازداشت درزمان مشخص به ان مکان که درهمه مقرات بود رفته ونیازهای خود را براورده میکرد البته خوراکی نبود فقط پوشاک ووسایل بهداشتی داشت وقتی درب بازشد ونفرات مختلف واردشدند فروشگاهها تبدیل به فساد شد طوری شده بود که تعدادی لباس راپوشیده وقتی موقع شستن میشد انها رابه زباله دانی انداخته ودرفروشگاه دوباره وسایل مورد نیازرابرمیداشتند خلاصه ریخت وپاشها خیلی زیاد بود اوایل سال67 گزارشی نوشته با نمونه ها درخواست کردم این فروشگاها برچیده شود که برچیده واشلی شد که اینهم مشکلات عدیده ای داشت قبلا مفصل توضیح داده ام تا اینکه درنشستی بنده پیشنهاد دفترچه دادم تا برای هرکس پولی دران ریخته شود تا نفرات بتوانند خودشون خرید کنند هدف بنده چی بود که دران نشست گفتم اولا نیروها ازجامعه جدا نشوند وبا قوانین منافع وپول وخرید ورابطه انسانها با جامعه اشنا شده ویا فراموش نکنند بتونند حساب وکتاب ومنافع فردی رامدنظرقراربدهند ودردهای جامعه رادرک کنند وبدونند مردم چگونه زندگی وبرای اداره زندگی خود با پول چگونه تنظیم میکنند چه حساب وکتابی باید بکنند که بتونند با پولی که دارند زندگی یک ماه خود وخانواده را بچرخونند این نفرات قدرت خرید یک دونه پفک نمکی ندارند چطورمیخواهند جامعه رااداره کنند نفرات را وارد مسایل ومشکلات کنید تا ابدیده بشوندو…..دران نشست زنهای شورای رهبری حملات رابرعلیه من شروع و فضای نشست رابرعلیه من کردند ولی ازحق نباید گذشت مسئول نشست ازپیشنهاد بنده حمایت وگفت پیشنهاد رابه بالا که منظورش رهبری بود میبرم چون انها مستقیم به مریم عضدانلو ومریم رجوی وصل بودند خلاصه بعد مدتی دفترچه ها راه افتاد که یک قسمت مربوط به پوشاک وبهداشت بود که ماهی سه هزاردینارعراقی دران ریخته میشد ویک بخش هم ازاد بود که دوهزاردینارعراقی داده میشد درقسمت ازاد لوازم التحریروخوراکی میتونستی بخری بستگی بفرد داشت که درپریودهای مختلف دفترچه ها صفرصفروهرچه پس اندازداشتی ازبین میرفت پس اندازهم برای این بود که کسی میخواست مثلا ساعت مچی بخرد وگران بود نمیتونست خرید کند با پس انداز میخرید ولی یک استثناء وجود داشت که انهم موضوع اوکی تشکیلاتی بود یعنی یک شکاف که چه عرض کنم یک دره وجود داشت بنام اوکی تشکیلاتی یعنی راه هرگونه تخلف وفساد رابازگذاشته بود وقتی فروشگاه میرفتیم افرادی مثل بنده بی کس وکار وجزامی به یکباره درفروشگاه با این مقوله روبرو میشدیم که پول دفترچه ها بخاطرحساب وکتاب سالیانه یا ترازمالی صفرشده ومثلا میتونم فقط دوهزاردینارخرید کنم منهم که هرگزچانه پول نمیزدم وخودم رابخاطرپول بی ارزش وبه هیچ قیمتی مراجعه وصحبت دراین زمینه ها نمی کردم همان میزان پول داده شده را خرید کرده وبرمی گشتم اما همین جامعه بی طبقه توحیدی برای افرادی مثل بنده بود نه فرزندان ونورچشمی ها ویا کسانی که مشکلات تشکیلاتی داشتند ومیخواستند به بهانه پول انها را نگه دارند ویا بسمت خودشون جذب کنند برای فرزندان خودشون بین هشتاد تا صد وبیست هزاروحتی بیشتردرماه درنظرمیگرفتند(یعنی بیشترازشصت برابرما ) وانها خرید میکردند برای تعدادی انقدرزیاد بود که برای اینکه بقیه متوجه نشوند جداگونه به فروشگاه میبردند ویا با ماشین خودشون بار انها راجابجا میکردند این جدای ازهدیه ها وبسته های شکلاتهای انچنانی که ما رنگش راهم نمیدیدیم بود یک روزدرپست نگهبانی یکی ازهمین فرزندان شکلاتی اورده وبمن داد که ازاول عمرم نه دیده بودم ونه خورده بودم فکرکردم رفته ودرنشست امریکایی ها که اینها رامیبردند اورده پرسیدم گفت هدیه ازفلان خواهرشورای رهبریست که مسئول مادرم است گفتم یعنی مادرت فرستاده گفت نه خواهرشورای رهبری خودش اورد وبهم داد ولی به کسی نگویی بتو شکلات دادم ویا این نوع شکلات راخوردی برایم دردسرمیشود گفتم خیالت راحت باشد بنده اهل این حرفها نیستم واولین بارهم هست که این موضوع ازدهانم بیرون امد میخواستم بگویم که جامعه بی طبقه که رجوی وعضدانلو بعد غبارزدایی ازاسلام ایجاد کرده بودند بکجا رسیده بود یه عده درخواب شکلات میخوردند ویا اجناس انچنانی را هم دررویا های خود نمیتوانستند تصورکنند ولی فرزندان ونورچشمی های انها پنهانی تصورات وخوابهای رویایی یک عده را شب وروز تناول میفرمودند وما میبایست میرفتیم ودرعملیات جاری فاکت میخوندیم که درخواب ؛ خواب  شکلات ویا پفک نمکی دیدم وفحش میخوردیم که پدرسوخته فلان فلان شده مجاهد نباید خواب شکلات ببیند اثاربورژوازی وغرق شدگی تو دربورژوازیست که انقلابت را سوراخ کردی ما نفهمیدیم این چه انقلابی بود که با دیدن شکلات درخواب ابکش میشد ولی فرزندان ونورچشمی ها وزنان شورای رهبری ومسولین بالا با خوردن انقلاب را سوراخ نمیکردند واثاربورژوازی درخود نداشتند اسلامی که با فرچه صورت تراشی غبارزدایی شده باشد اختلاف طبقاتی را خوب توجیح  ومگس را بعنوان پروانه قالب میکند البته برای افرادی مثل خودش ولی سایرین رانمیتواند فریب بدهد  

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s