هادی روشن روان پفیوزسیاسی ودریوزه جایگاه

تعدادی وقتی پیروخرفت میشوند عقل خود را هم ازدست داده ودچارفراموشی میشوند وقتی مسولیت کمیسیون ضد تروریستی را به او میدهند محض رضای خدا نیست وگربه هم محض رضای خدا موش نمی گیرد دقیقا بخاطرهمین پفیوزی های سیاسی  وتروریست خوندن افرادی مثل بنده است

هادی روشن روان پفیوزسیاسی ودریوزه جایگاه

این همه شعبده خویش که میکرد اینجا….سامری پیش عصا وید بیضا میکرد
گفت ان یارکزو گشت سرداربلند….جرمش این بود که اسرارهویدا می کرد هادی روشن روان با اسم مستعارهوشنگ اهل همدان است واززندانیان زمان شاه می باشد اومرا همیشه بعنوان  (داملا )یعنی برادربزرگ خطاب می کرد بنده هادی وخانواده اورابخوبی میشناختم درفازسیاسی انتخابات بود ومنهم تبلیغات انتخاباتی او وحشمت تیفتکچی را که ازهمدان کاندید شده بودند انجام میدادم چند هزارپوسترتبلیغاتی اورا بردرودیوارچسبانده ام زیرا که سایرنیروها ازترس چوب وچماق حزب الله وشخصی به نام ناصرسیاه ورضا طوطی وحسین شریعتی حسین وحسن کشوری وچند نفردیگر که اسامی انها رافراموش کرده ام برای پوسترچسبانی نمی رفتند چون بنده اززمان شاه با این افراد داستانهایی داشتم وانها جرات حمله وهجوم بمن رانداشتند به همین دلیل من تبلیغات را انجام میدادم بنده پیش یکی ازمسولین وبنیانگذاران حزب جمهوری اززمان شاه کارمیکردم واو نمیدانست من مجاهدم تا اینکه درجریان تبلیغات هفت تا برادرگردن کلفت وراننده وقالتاق بودند پوسترهادی وحشمت را جلو چشمان من درمحل کارپاره کردند وکاربه دعوا وزد وخورد کشید منهم با لوله دو اینچ یک مترونیمی کتف برادربزرگ را خرد کردم وبقیه هم حساب کاردستشون امد انجا بود که صاحب کارم فهمید من مجاهدم ومرا بیرون کرد بله درانزمانها دارودسته خمینی انواع چماقها وقفل وزنجیرها را بما میزدند وما کتک میخوردیم یک روز که مشغول چسباندن عکس هادی وحشمت بودم ازپشت زنجیری که به ان وزنه یک کیلویی ازسرب وصل بود نثارکتف من کردند که تمام دنیا جلو چشمانم تارشد که بعد گذشت چهل سال هنوز درد کتف را دارم وشب وروز درد ان را تحمل کرده ومی کنم وانها فرارکردند ومنهم بعدها فردی که به کتف من کوبید را گیراورده وطوری کوبیدم که تا مدتها دربیمارستان بستری بود انموقع ها حاکمیت بما میگفت خرابکارومنافق وامروز هادی روشن روان بعنوان مسول امنیت وتروریسم شورای ملی مقاومت بمن میگوید تروریست ومزدورسپاه قدس ازکجا به کجا رسیدیم برای چیست برای این است که اسراررا هویدا واشکارمی کنم هم زمان ، خمینی سرم برداربود وهم امروز توسط همانهایی که دیروز بخاطرانها ما زجرها می کشیدیم وکتکها میخوردیم ، چرخش روزگاررا ببینید ، ای تف برشرافتتون وبرحیثیت ناداشته تون ، تف برپفیوزی سیاسیتون ، تف برایدئولوژی واعتقادتون که همان انقلاب مریم عضدانلوست ولی چرا هادی روشن روان به این مرحله ازخباثت رسیده است به دو دلیل اول بخاطرهمین انقلاب مریم است که ادمها را به این روز می رساند ودوم برای حفظ جایگاه است که چشمان خود رابروی همه چیز میبندند وبا مارک وتهمت وافترا میخواهند کارهایشون را پیش ببرند  درجریان انقلاب رجوی وعضدانلو بعد سالها مسول بودن چنان برفرق هادی کوبیده بودند که نمیتوانست از جایش بلند شود ونای راه رفتن وحرف زدن هم نداشت ازتمامی مسولیتها اورابرداشته وتمام رده وقبه وجایگاه راازاو گرفته وبعنوان یک فرد عادی به جاروکشی انداخته بودند بقول رجوی سربازصفرشده بود که درانطرف مرز حضورداشتند یادش رفته انروزگاررا ، تعدادی وقتی پیروخرفت میشوند عقل خود را هم ازدست داده ودچارفراموشی میشوند وقتی مسولیت کمیسیون ضد تروریستی را به او میدهند محض رضای خدا نیست وگربه هم محض رضای خدا موش نمی گیرد دقیقا بخاطرهمین پفیوزی های سیاسی  وتروریست خوندن افرادی مثل بنده است وخودش هم خیلی خوب میداند وقتی می گویند علی رادرلیست تروریستی خود بگذاراگرنگذارد واطلاعیه برعلیه بنده ندهد اخرپیری ودرسن هفتاد سالگی وزمان خرفتی وپوشک پوشی باید برود وجاروب بدست گرفته زیرپای زنانی را جارو کند که ازنظرسابقه نوه او هم نیستند ولی بگذاربه او یاد اوری کنم که خصلت رجوی وعضدانلو مثل ترامپ است هرچقدربه انها خدمت کنی بازازپشت بهت خنجرمی زنند امیدوارم عمرت زود به پایان برسد ودراخرعمری دوباره ازپشت مثل دفعه قبل خنجرنخوری  

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s