چرا درچنین شرایطی با مبارزه مسلحانه مخالفم

استقلال این نیست که ازبیگانه پول وامکانات بخصوص سلاح بگیریم باتوجه به اینکه بیگانه هم عاشق ما نیست وهرچه بدهد چیزی میگیرد بحث منافع است برای سازمان وگروه وحزبی که ازجامعه خود ومردمش بدوراست نوکری رادرپی دارد ،

چرا درچنین شرایطی با مبارزه مسلحانه مخالفم

قبلا حرفهایم رادراین رابطه بمیزان زیادی لابلای نوشته ها اورده ام ولی میخواهم مستقل به این موضوع انهم کوتاه بپردازم بنده بعنوان کسی که 35سال عمرخود رادرراه مبارزه مسلحانه گذاشته صحبت میکنم ونه بعنوان فردی که ازهیچ چیزخبرنداره ویک دفعه ازخواب بیدارویاد مخالفت با مبارزه مسلحانه افتاده است قبلا نوشتم که مبارزه مسلحانه وارتش زمین میخواهد وبدون زمین این حرفها یاوه گویی ست تا عملیات فروغ بدلیل تضاد عراق وایران ما صاحب زمین بودیم وبعد ازاتش بس وفروغ ما زمین را ازدست داده وعملا بعنوان کارتی دردست عراق قرارگرفتیم که انواع بازی ها را با ما داشت وبنده هم همان زمان خواهان دست برداشتن ازارتش ومبارزه مسلحانه ورفتن بخارج ازعراق ومبارزه سیاسی را برای اقای رجوی نوشتم که به اندازه کافی صحبت کرده ام اشتباهات گذشته جای خود که بنده ازهمین اشتباهات درس گرفته وبحث قیام سراسری ومسالمت امیزرا برای سرنگونی مطرح کردم منظوراین نیست که تا انزمان کسی مطرح نکرده خیر انتخاب خود را میگویم که کی مطرح کردم چرا ما درچه شرایطی هستیم ؟ اولا درایران انقدرازادی هست که با تظاهرات مسالمت امیزپیش برویم ومبارزه پارلمانی میشود کرد برخلاف زمان شاه مبارزه با احزاب با سندیکاها ودانشجویی وکارگری والی اخرقبول دارم که حاکمیت جلو خیلی ازازادیها را گرفته وخواهد گرفت ولی میشود نفس کشید ونمرد وراه رفت کما اینکه احزاب وبقیه فعالیت میکنند اگرکاری ازپیش نمی برند دلیل بربی بتگی احزاب است نه بربسته بودن وخفقان تمام عیارجامعه ، دلیل براین است که احزاب انطورکه مدنظرما است ملی ومردمی نیستند وگرنه مملکت امروز درجای دیگری بود ازطرف دیگراحزاب مخالف از احزاب داخل بی بته تروهیچ راه حل منطقی ندارند وتئوریک چیزی بخورد ملت نمیدهند البته انتظاری هم نیست زیرا کلا چنین رهبری که توان وپتانسیل اگاهی بخشی وحرکت مسالمت امیز را داشته باشد دراحزاب مخالف بنده نمی بینم وهرچه هست یا دنبال اشوب وجنگ ومبارزه مسلحانه است وهنوز درغارزمان پهلوی وسیاهکل گیراست واز انزمان بیرون نیامده وبه خط اشتباه خود پافشاری میکنند وقدرت وتوان ایدئولوژیک وملی ومردمی وشرافت وسیاسیت ندارند که بگویند اشتباه بوده وخط عوض کنند احزاب وگروه ها وسازمانهایی که توان بازنگری وبرگشت وتعغیروتحول را ندارند مرده هستند اگرچه درگوشه وکنارصدایی ازانها شنیده شود یک سازمان ملی ومردمی برتفکرات خود پافشاری نمیکند بلکه الویت منافع ملی ست وقتی منافع ملی ومردمی اقتضا کند براحتی ازعمل گذشته خود فاصله وبا جمع بندی وراه حل راهگشا راه جدید رادرپیش گرفته ومنافع ملی را تامین میکند کشورما ازقدیم بدلیل جایگاهش ازنظرجغرافیایی وسیاسی وفرهنگی وتمدنی خارچشم خیلی ها بوده وبهمین دلیل همیشه درمعرض تهدید هجوم خارجی ست با سرنگونی شاه وخط استقلال که درپیش گرفته شد وبریده شدن دست بیگانگان حملات روز بروز بیشترشده وهدف هم تسلیم واشغال دوباره کشوراست واین حرف بمعنی تایید حاکمیت دینی نیست زیرا که بنده هرگز این حاکمیت را قبول نداشته وندارم ومعتقدم درمسیرملی درست حرکت نمیکند ومنافع باندی وجناحی وشخصی درالویت این حاکمیت ازاول بوده وهست بهمین دلیل هم ازهمان ابتدا بمخالفت برخواستم ووضعیت معیشتی وفرهنگی وامنیت وارامش مردم بیانگرهمین است ما نمیتوانیم بگوییم این همه بلایای اجتماعی ورشد تفکرات تجزیه طلبانه وبیگانه پرستی وعشق به مهاجرت بخارج وپیرشدن جامعه ازهرنظروبلایای دیگرکه مردم هرروزه با گوشت وپوست واستخون خود لمس میکنند را جدای ازکارکرد حاکمیت دانسته وازهم جدا کنیم خیر درتمامی موارد دست حاکمیت وبی لیاقتی وبی کفایتی انها درکاراست نمیشود با فرهنگ بیگانه انهم درایران که تاروپودش ضدبیگانه ست کشوراداره وبه پیشرفت رسید این تناقض با جامعه است وبرای همین هم هست که نمیتوانند خود رابا جامعه تطبیق وازمردم استفاده کنند زیرا دوفرهنگ متفاوت است وقتی حاکمیتی با فرهنگ بیگانه وارد میشود دردرون خودش هم شقه هست یکی میگوید امریکا ویکی روسیه ویکی هم دین درهمه موارد بیگانه ورفتن بسمت بیگانه تعیین تکلیف میکند درنقطه مقابل وقتی زمین ندارد وقتی به نیرو وجامعه خود متکی نیست وقتی ازمردم قطع است خواهی نخواهی برای پیش برد تفکرات بخصوص وقتی پای سلاح وخون درمیان است بطریق اولی باید بسمت بیگانه برود قانونمند است اگرنرود باید مرگ خود را نظاره گرباشد که جامعه ما با چنین معضلی روبروست هم مخالفین وهم حاکمیت ازپایه واساس درتفکرات چه بخواهند وچه نخواهند اتوماتیک بسمت بیگانه وهمکاسه شدن با انها را پیش می گیرند استقلال این نیست که ازبیگانه پول وامکانات بخصوص سلاح بگیریم باتوجه به اینکه بیگانه هم عاشق ما نیست وهرچه بدهد چیزی میگیرد بحث منافع است برای سازمان وگروه وحزبی که ازجامعه خود ومردمش بدوراست نوکری رادرپی دارد ، اما درباره حاکمیت با امریکا درحال زد وخورد ولی به روسیه وچین باج میدهد  اسم این استقلال نیست ما بااین مشگل روبرو هستیم ، راه حل ، فرهنگ ایران ، تمدن ایران ، وایرانگرایی مقتدراست برای رسیدن به این وباج ندادن به بیگانه وروی پای خود ایستادن باید ایستاده مرد ولی روی زانوان زندگی نکرد ، ایستادن روی پای خود چنگ زدن به فرهنگ وتمدن ورشد توانمندی خود است بخصوص اینکه ما درسطح جهانی هماوردی درقدمت وفرهنگ وتمدن درجهان نداریم درقله جهانی هستیم این دیگران هستند که باید دنبال ما بدوند چرا ما ازاین توان وظرفیت وامکان تاریخی استفاده نمی کنیم یک دلیل بیشترندارد ملی ومردمی وایرانگرا نیستیم وازپایه یعنی فرهنگ وتمدن خود را وابسته به بیگانه کرده ایم ، مسلمانها وابسته به فرهنگ بیگانه یعنی اسلام سیاسی وحاکمیت دینی ، غیرمسلمانها وابسته به فرهنگ شوروی وارفته وتکه پاره شده ، سکولاروابسته به فرهنگ غربی هرجا دست میگذاری این وابستگی فرهنگی را درهمه جا میشود دید واین حرف هم بمعنی جدا کردن خود ازفرهنگهای دیگرنیست بلکه بنده معتقدم باید ازقدرت ونقاط مثبت تمامی فرهنگها برای غنی کردن فرهنگ وسیاست کشورنهایت استفاده را کرد ولی نباید پایه های حرکت وزندگی را براساس فرهنگ انها چید

ادامه دارد 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s