خاطرات من : قسمت هفتم

سال68دواتفاق افتاد یکی رجوی نشست گذاشته که بنده دران نشست نبودم وفیلمهایش رانگاه کردم وانهم بحث امام زمان بود که رجوی میگفت شما نان این امام را میخورید بهره اش را میبرید نام ونشانش رادارید ولی اسمش را نمی اورید بطورخلاصه خودرا غیرمستقیم امام زمان نشان داد که درتشکیلات خیلی ها زیاد میگفتند برادرمنظوررجوی امام زمان است

حمله عراق به کویت

سال68دواتفاق افتاد یکی رجوی نشست گذاشته که بنده دران نشست نبودم وفیلمهایش رانگاه کردم وانهم بحث امام زمان بود که رجوی میگفت شما نان این امام را میخورید بهره اش را میبرید نام ونشانش رادارید ولی اسمش را نمی اورید بطورخلاصه خودرا غیرمستقیم امام زمان نشان داد که درتشکیلات خیلی ها زیاد میگفتند برادرمنظوررجوی امام زمان است ویکی هم بعد اوردن اسرا کلا رفت وامدها با دوستان واشنایان وبه مقرات دیگررفتن که قبلا داشتیم را کنسل ومارا درمقرمحدود کردند ؛سازماندهی من تغیرکرد وبه لشگردیگری رفتم وواردسال 69 شدیم یک روزکارداشتم ودیربرای ناهاررفتم ناهارم راخورده وبه سمت اسایشگاه برای نمازازسالن خارج شدم چندمتری نرفته بودم دیدم ازدفترلشگریکی بد وبدو امده وگفت برید سالن کاردارند من برگشتم وبقیه راهم ازخواب بیدارکرده ودرسالن تلویزیون عراق رابرخلاف معمول روشن کردند وفهمیدیم صبح عراق به کویت حمله کرده است منهم به اسایشگاه رفته وبرای رجوی گزارش تحلیلی نوشتم ویاداوری کردم که اینکارتماما به ضرر ماست وپیشنهاداتی داشتم که نوشتم وفرستادم سوالی که مطرح است چرا عراق به کویت حمله کرد ؟

عراق یک اشتباه استراتژیک داشت وانهم حمله به ایران بود ازانجایی که درایران انقلاب شده وارتش ایران زمین گیرشده بود واختلافات داخلی هم مزیدبرعلت با همراهی غربیها واعراب به ایران حمله کرد وخسارات زیادی خورد وبدون نتیجه پایان یافت عراق چند مشگل داشت

یک : درجنگ خسارات زیادی خورده اسرای وکشته ومجروح ومعلولهای زیادی داده وهیچ نتیجه ای نگرفته بود ملت سوالات داشتند که چرا وچی شد  

دو:چندصد میلیاربه غربیها واعراب بدهکاربود وانها پول خودرا میخواستند

سه : هیچ چیزی که بدست نیاورده بود ازیک طرف نیمی ازاروند رود که راه ابی او به خلیج فارس بودراهم ازدست داده وراه ابی عراق بسته شده بود

چهار:میخواست با اشغال کویت اولا خود را ازشربدهکاری خلاص کند به دریا وصل بشود وبا ثروت کویت هم بدهکاری رابدهد وهم خرابی ها راجبران واقتصا د را سروسامان داده صدای مردم را بخوابوند

پنج:فکرمیکرد پیروزجنگ ایران است وغربیها مثل جنگ با ایران ازاو حمایت میکنند نمیدانست که کویت حیاط خلوت امریکاست  ؛ حمله به کویت ادامه اشتباه استراتژیک صدام درجنگ با ایران بود نباید کویت راازایران جدا کرد این دوجنگ مکمل اشتباهات صدام هستند  

ازفردای انروز تعدادی ازاسرا که نمیخواستند بمانند رابه دولت عراق تحویل دادند تا انها رابا اسرای عراقی مبادله کنند که خیلی ها رفتند واموزشها برای امادگی شروع شد وهمه وارد اموزشها شدیم ودرمیدان مانور که درنزدیکی شهرکفری داشتیم مستقرشدیم ؛چندماه طول کشید بعد هم یک شب دم صبح امریکا حملاتش راشروع وعراق وکویت شده بود اتش ودود وباران چاههای نفت عراق وکویت اتش گرفته بود انهم به تعداد خیلی زیاد وتمام عراق شده بود دود یعنی ما شب وروز دود استنشاق میکردیم وباران سیاه میبارید کلا اب وهوا بهم ریخته بود هوا که خوب میشد سنگرمیکندیم وشب وعصرباران همه راخراب میکرد ودرگل وشل زندگی میکردیم اب سنگرهایمون راخراب میکرد زیرباران میموندیم وازطرف دیگرمیگفتند شرایط جنگی ست با بودن انواع خوراکی ها انهم بمیزان حداقل برای دوسال خودراتحریم کرده وگرسنگی میکشیدیم اب برای نظافت وشستشو نبود لباسها کثیف وسرتا پایمون را گل وکثیفی برداشته بود هوای سرد نمیشد دررودخانه ای که درزمین مانوربود خودرا شست خلاصه شرایط خیلی سختی را میگذراندیم وهرروزتعدادی خواهان جدایی میشدند وانها رابه پادگانی دربین کرکوک وتکریت منتقل میکردیم زیرا امان بقیه را میبریدند وامکان نگه داری دران زمین مانوروشرایط نبود وانها هم بخاطرهمین شرایط خواهان جدایی بودند یکشب زیرچادرنشست گذاشتند وپنج نفرازنفرات قدیمی وفرماندهان دسته ومعاون گروهان اعلام رفتن کرده بودند هرکس حرفی میزد بنده گفتم من مخالف حرف شما ها هستم ومخالف رفتن این نفرات ولی چون خودشون میخواهندبروند ازادهستند بروند دنبال زندگی مطلوب خود نمیخواهند مبارزه کنند بخودشون ربط دارد وهرکس ازاد است برای زندگی وعمرخود تصمیم بگیرد این حرفها وبد وبیراهها که گفته میشود هیچ مشگلی را حل نمیکند بگذارید بروند که این صحبتها بعنوان بی مرزی بنده با خمینی قلمداد شد البته نه دران نشست درپشت سروبعدها که مرز ندارم بین دوست ودشمن فرق قائل نیستم ودهها حرف وحدیث دیگرالبته برای بنده شنیدن اینگونه حرفها عادی وبه انها عادت کرده بودم ؛

یک شب مرا صدا کردند وگفتند که میگویند تو میتونی چاه بکنی میخواهیم چاه برای اب بکنیم ووضعیت را کمی سروسامان بدهیم گفتم اولا من چاه کن نیستم دوما هیچ اشکالی ندارد میروم ومیکنم سوم زمینهای اینجا را شناخت ندارم نمیدونم اصلا اب دارد ؛ ندارد چند متری به اب میرسد همه اینها مسله است  چهارم ایا به رگه سنگ میخوریم یا نه نمیدونم زمین چطوریست ؛ بمن گفتند چند هزارلیتراب میدهی گفتم هیچی وقتی هیچ اشرافی به هیچ چیزی دراینجا ندارم قول اب نمیدهم  چرخ چاه درست وزمینی را انتخاب کردم ومشغول شدیم  بعد از هفده متربه اب زیادی رسیدیم وروزانه تقریبا سی هزارلیتراب میداد چون پایین یک تپه ونزدیک رودخونه کنده بودم بعد هم لوله کشی ومنابع بالای تپه ولشگرهای دیگرمیامدند وازمنابع که سیستم درست کرده بودم اب به تانکرهای خود می ریختند ومیبردند مشگل بهداشتی چندین لشگرحل شد تعدادی خروقاطرخریده بودیم وبارها رابا انها تا حدودی جابجا میکردیم تعدادی خرها را با کامیون اشتباه گرفته وچندتا ازانها رازیربارسنگین کشتند ویکی راهم با گیربکس تانک با جرثقیل رویش گذاشته بودند له کردند وداستانهای دیگر تا اینکه عراق تسلیم وازکویت خارج شد البته امریکا خروج به شرط بمباران ارتش عراق درحین عقب نشینی را گذاشته بود دراشغال کویت ارتشی که انجا بود تارومارشدوازبین رفت انهم با تمام ادوات جنگی وتعداد کمی توانستند خودرابه عراق برسانند

درعراق ارتشی وجود نداشت وشیرازه عراق ازهم پاشیده بود ارتشی هایی هم که درعراق حضورداشتند لباسها را کنده وفرارکرده بودند بخصوص درشمال که کردها ودرجنوب شیعیان حمله کردند که تمامی حملات با هماهنگی ایران انجام میشد ازجنوب تا نزدیکی بغداد شهرها را گرفته بودند ازشمال کردها مناطق کردی را تسخیرواطراف ما رادرزمین مانورکنترل میکردند ومیخواستند ازمنطقه سلیمان بک پشت مارادرزمین مانورببندند ودرهمان زمین مانورکه ما اصلا امادگی نداشتیم کاررایکسره کنند وهمزمان ازسمت شهربان ومقدادیه وبعقوبه درحال محاصره اشرف بودند تانیروهای پشتیبانی را دراشرف نابود کنند (البته اگرمن جای ایران بودم درتمامیت وارد وصدام راسرنگون وعراق رامثل الان به مخالفین میدادم ولی ایران با چند تیپ واردشد که اشتباه بسیاربزرگی کرد وبه نتیجه نرسید ) برای عراق فقط بغداد وقسمتهای سنی نشین دراستان الانبارمونده بود که اگروارد بغداد میشدند بلافاصله سقوط میکرد زیرا قسمت اعظم بغداد شیعه نشین ومخالف صدام بودند که بدلیل بی تجربگی ونداشتن علم وعلوم نظامی وسلاحهای مناسب شکست خوردند ماهم قسمت شمال راداشتیم که ما شبانه زمین مانورومحل استقراردرحین جنگ امریکا با عراق درکویت را تخلیه وخود راازافتادن درمحاصره نجات دادیم البته کردها درشهرطوزبما حمله وچندنفرازما کشته وزخمی شدند که همان شب جواب دادیم وکردها عقب کشیده وما خارج وبه اشرف برگشتیم چند نفرقرارشد برویم استراحت ودوساعت بعد برویم ماموریت بقیه هم تانکها ونفربرها رابرداشته به سمت شهرطوزبرای نجات بقیه که درمحاصره افتاده بودند حرکت کردند دربرگشت ازماموریت که سه روز طول کشید درخروجی شهردبس که بین تکریت وکرکوک قرارداشت کردها بما حمله کردند درحین حمله سیم گازخودرو من برید وبقیه رفتند وما سه نفرموندیم با کردها وزیراتش امدیم پایین دونفردرگیرشدند ومنهم سیم را با هزاربدبختی وبا سیم وطناب وصل کرده وخودراازمنطقه بیرون کشیدیم واززیراتش کردها نجات پیدا کردیم اما سایرین درسلیمان بک با کردها درگیرشده بودند وتعدادزیادی ازکردها کشته شده وتعدادی اسیرشده بودند وتعدادی هم ازما کشته وزخمی شدند سلیمان بک وکوههای اطرف تا اشرف وشهربان ومقدادیه وجلولا وخانقین وامام ویس و خالص وبعقوبه تا هارونیه نزدیک بغداد را گرفتیم وهمه راپاکسازی کردیم تا ضربه نخوریم دستورامد برویم به کوههای خانقین وجلولا نزدیک مرز زیرا شهرطوزرا عراق گرفت ومسیرکردها رابست وماهم سلیمان بک راتحویل عراق دادیم وبسمت مرز حرکت کردیم البته بمن گفتند تانکها نیازبه تعمیرات دارد توبرگرد اشرف وتانکها راتعمیروبه جبهه بفرست  لشگرما به کوههای مروارید که مرز خانقین با ایران بود رفتند درانجا ازچهارده محورایران به ما حمله کرده بود که من نبودم که ایران کشته های زیادی داده بود وبعد ازمدتی که به جبهه برگشتم کشته ها درحال پوسیدن وخورده شدن توسط حیوانات بودند که سراسرارتفاعات ود ره ها پرازجنازه بود هدف ما ازرفتن به کوههای مروارید ومرزاین بود که به سمت ایران حرکت کنیم ازانجایی که صدام خیلی ضعیف شده بود اجازه نداد ولی بمحض اینکه خودش راجمع وجورکرد بلافاصله نیروهای پیاده خود رافرستاد ومنطقه راازما تحویل گرفت وما به اشرف برگشتیم وتمام نیروهای خورا درمکانهای استقرارما مستقرکرد

با برگشت به اشرف همه دربهت وناباوری بودند زیرا بهترین شرایط وبهترین بهانه برای عراق وجود داشت تا بما بگوید ازادید اگرمیخواهید به ایران بروید حرکت کنید ولی ازانجائیکه می ترسید ومیگفت نمیخواهم دوباره خودرادرگیرجنگ هشت ساله با ایران کنم جرات نکرد چنین امکانی رادراختیارما بگذارد

جمع بندی :

ـ عراق نشان داد که هرگز اهل جنگ با ایران نیست ومنافع خودش راتشخیص نمیدهد

ـ مشخص شد که ما برخلاف حرفهای رجوی اصلا ازاد نیستیم ودرمسایل کلان بخصوص انجایی که منافع عراق درپیش است هرگزبما میدان نمیدهد

ـ مشخص شد که ما نمیتوانیم هرتصمیمی بگیریم وباید با هماهنگی وخواسته ومدنظرقراردادن منافع دولت عراق باشد وهرگزالویت اول با منافع وخواسته ما نیست

ـ برای چندمین بارمشخص شد که ما کارتی دردست صدام برای بازی با ایران هستیم

ـ هرگونه روزنه ای بسمت ایران بسته شد وتمامی امیدهای سالیان برای رفتن به ایران برای همیشه به ناامیدی ویاس تبدیل وتاثیرات مخربی برپیکره سازمان وارد اورد

ـ برهمگان مشخص شد که خط ارتش ازادیبخش بگل نشست وازاین ببعدهیچ امیدی به این راه نیست

ـ امدن به عراق وسرمایه گذاری روی ان واستراتژی نشات گرفته از ظرف عراق درتمامی زمینه ها شکست خوردوارتش برای همیشه زمین گیرودلایل وجودی خود راازدست داد

ـ معلوم شد که سازمان درشرایط جدید هرکاری کند وهرراهی رابرود روزبروز ضعیفترخواهد شد وبسمت فروپاشی میرود زیرا که فلسفه وجودی درعراق دربن بست است

لینک به قسمت های :

اولhttps://vatanamiran.home.blog/2020/03/31/%d8%ae%d8%a7

دوم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/02/%d8%ae%d8%a7

سومhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/04/%d8%ae%d8%a7

چهارم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/07/%d8%

پنجم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/09/%d8%ae%d8%a7

ششم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/11/%d8%ae%d8%a7

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s