تفسیری برتفسیرسوره ابراهیم توسط رجوی

درجریان داستان امیریغمایی که نوشتاری داشتم گفتم بعدا باز میکنم اینگونه برخوردها ازکجا نشات میگیرد ازهمین سوره ها وتفاسیری که براساس تمایلات وخواسته خود تفسیرمیکرد یعنی اینکه با بیان اینگونه مسایل اولا با یاد اوری ازانجیل خانواده وپدرومادروفرزند وزندگی را برای نیروها حرام وازچشم انها میانداخت واینگونه القا میکرد که من مسیح هستم وشما هم که دنبال من امده اید باید ازهمه تنفرداشته باشید اگرنه ازمن نیستید کینه ونفرت نسبت به خانواده رادردلها میکاشت وانها را دراذهان نیروها وجلو چشمان بقیه سنگ باران میکرد چون مزاحم وازما نیستند وشیطانند چون شماراهم ازامدن درپی من بازمیدارند درنتیجه باید شیاطین مجسم را ازدل وروح وروان خود بزدائید درداستان ابراهیم هم فرزند را میکشت واینگونه القا میکرد اگردرمرحله ای نیستید که سرفرزندان خود را ببرید لایق من نیستید وعملتون ابراهیمی نیست ، اینکه می بینید اینقدربرعلیه پدرومادروخانواده سم پاشی میکرد ومیکند ویا مادررا اورده حکم قتل فرزند را صادرمیکند ازاینجا نشات می گیرد با این ایات قبلا خانواده رابعنوان شیطان مجسم درنشستها به اندازه کافی سربریده است

تفسیری برتفسیرسوره ابراهیم توسط رجوی

یکی ازسوره هایی که رجوی همیشه تفسیرمیکرد سوره ابراهیم بود وازاینجا شروع میشد که ابراهیم بتها را شکست وقتی اورابجرم شکستن بتها بالای منجنیق بردند که وسط اتش پرتاب کنند تمام فرشتگان امده وبه او التماس کردند که تورابه هرکه می پرستی بیا سواربالا ما بشوما نجاتت میدهیم او جواب داد برید کنارمیخواهم بروم وسط اتش وقتی هم که پرتابش کردند جبرائیل پرش را بازکرد ابراهیم گفت برو کنارمیخواهم بسوزم رفت وسط اتش وخداهم اتش رابراوسرد کرد وابراهیم سرومروگنده وخندان ازانجا بیرون امد حال ملتی که نگاه میکردند وقتی چنین چیز محیرالعقولی رادیدند چگونه در4000 سال پیش پا به فرارنگذاشتند وبقیه مثل ساحران فرعون جلوش زانو نزدند بماند خلاصه رفت تا اسمائیل جوان تنومند ودل بابا را با خود میبرد خدا گفت باید سرش راببری وبردش برای بریدن سر، اسمائیل هم شاد وخندان وبا کمال میل گفت ببر نترس ابراهیم چشمانش رابست وچاقو رادرگلوی بچه گذاشته هرچقدرکشید چاقو گلو را نبرید ابراهیم چشمانش رابازکرد دید فرزند به بابا میخند د ومیگوید چرا معطلی ونمی بری ابراهیم  چاقو را کوبید به سنگ وچاقو بحرف امد وازطرف خدا یک راس گوسفند بیچاره برای کشته شدن فرستاده شد این داستان ابراهیم واسمائیل که رجوی میگفت ، بنده کاری الان با مسایل این سوره ندارم که بخواهم دراینجا وارد ان بشوم اما درروز، زاد روز، عیسی مسیح ازانجیل میخوند که هرکس پدرومادرخود را بیشترازمن دوست بدارد ازمن نیست هرکس صلیبش رابرندارد وازپی من روان نشود ازمن نیست هرکس مال واموال وفرزندان را بیشترازمن دوست داشته باشد ازمن نیست اما ما نفهمیدیم اقا وخانم که هم مسیح بودند هم ابراهیم هم مریم وهم خدیجه چرا نتوانستند بچه های سازمانی خودشون که دردامن خودشون بزرگ کرده بودند را برسرعقل بیاورند وداستان عکس شد وفرزندان سرپدرومادرها را بریدند وخداوند هم هیچ گوسفندی نفرستاد تا بجای بریده شدن سرپدرومادرها توسط فرزندان قربانی شود وهیچ چاقویی هم ناله سرنداد  
حال ببینیم چرا این سوره ها را اینگونه تفسیرمیکرد درجریان داستان امیریغمایی که نوشتاری داشتم گفتم بعدا باز میکنم اینگونه برخوردها ازکجا نشات میگیرد ازهمین سوره ها وتفاسیری که براساس تمایلات وخواسته خود تفسیرمیکرد یعنی اینکه با بیان اینگونه مسایل اولا با یاد اوری ازانجیل خانواده وپدرومادروفرزند وزندگی را برای نیروها حرام وازچشم انها میانداخت واینگونه القا میکرد که من مسیح هستم وشما هم که دنبال من امده اید باید ازهمه تنفرداشته باشید اگرنه ازمن نیستید کینه ونفرت نسبت به خانواده رادردلها میکاشت وانها را دراذهان نیروها وجلو چشمان بقیه سنگ باران میکرد چون مزاحم وازما نیستند وشیطانند چون شماراهم ازامدن درپی من بازمیدارند درنتیجه باید شیاطین مجسم را ازدل وروح وروان خود بزدائید درداستان ابراهیم هم فرزند را میکشت واینگونه القا میکرد اگردرمرحله ای نیستید که سرفرزندان خود را ببرید لایق من نیستید وعملتون ابراهیمی نیست ، اینکه می بینید اینقدربرعلیه پدرومادروخانواده سم پاشی میکرد ومیکند ویا مادررا اورده حکم قتل فرزند را صادرمیکند ازاینجا نشات می گیرد با این ایات قبلا خانواده رابعنوان شیطان مجسم درنشستها به اندازه کافی سربریده است ولی سوالی که بود وبارها بنده کردم ویکبارهم برای خود رجوی درباره موضوعی به ان اشاره کردم وچند بارهم برای مسولین کتبی وشفاهی بیان وخواستارتوضیح شدم وهیچ وقت هم توضیح داده نشد این بود که ایات قران درست وظیفه نیرو اطاعت ازرهبر است وهمه چیز خود را درراه ارمان وخواسته رهبرباید فدا کند اینهم درست ولی ایا رهبرهم وظیفه ای درقبال نیرودارد یا نه این وظیفه چیست وچه میشود اگرشما جواب شنیدید منهم شنیدم ولی یکباردرنشست تکی که سال 89 مراصدا وصحبت کردیم انجا خودم جواب دادم وگفتم شما که درطی سالیان جواب ندادید پس جواب مرا بشنوید وپاسخ بدهید چرا اینگونه نیست ازنهج البلاغه گفتم که علی میگوید ، وظیفه رهبردربرابرمردم ، مشکلات روحی وروانی وجسمی وزندگی وامنیت وارامش وخلاصه هرمشگلی که جامعه دارد راباید حل کند ووظیفه ما هم اطاعت وعمل به خواسته های رهبراست  درطی سالیان هرچه خواستید وگفتید ما عمل کردیم هرجا نکردیم یا من نوعی نکردم لطفا همین جا دومورد را جلو ما بگذارید که سکوت بود وسکوت ولی بما بگویید ایا رهبرهم به وظیفه اش عمل ومشکلات ما را حل کرد ویا فقط فحش وتیغ وتبروتپانچه وتیپا وانواع توهین ها وبد وبیراهها وتف باران نصیب ما شد وخانواده هامون بعنوان شیاطین مجسم سنگ باران شدند رجوی وعضدانلو مسولیتی درقبال نیروندارند وتنها مسولیت انها سم پاشی دراذهان ونابودی خانواده وعشق وعاطفه است تا نیرو ابراهیم وارسرفرزند را ببرد ومثل عیسی پدرومادر را طرد کند تا مثل رجوی وعضدانلو بشوند  

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s