خاطرات من : قسمت سی و دوم

انگشت اشاره رابسمت شورای رهبری گرفته وبا عصبانیت فریاد زدم همه اینها مسایل زیرسر شما خواهران شورای رهبریست که درمقرات ملت را کتک میزنید وکسی چیزی نمیگوید شورای رهبری درتمامیتش وستادش ام الفساد است وشماها تماما فاسد هستید خواستم ازنشست بروم بیرون که جلو مراگرفته وبا خواهش وتمنا نگه داشتند شورای رهبری گفت با این حرف خودت را تعیین تکلیف کردی منهم گفتم همین الان بدون مکث بفرست خروجی نامردی اگرنفرستی خروجی وبقیه نفرات ساکت بودند وهیچ صدایی ازکسی درنیامد ومنهم گفتم میخواهم بروم بیرون واب بخورم خلاصه نگذاشتند ونشست تعطیل شد ورفتم برسرکارم وفردای انروز موقع خوردن نهارامده وگفتند نهارت راخوردی برو اتاق فلانی باهات کاردارد….

درگیری درنشست وعواقب ان

درشهرهرچه مینگرم غیردرد نیست…حتی به شاخ خشک دلم برگ زرد نیست
اینجا نفس به حنجره انکارمیشود…با صد زبان به کفرمن اقرارمیشود
باهراذان صبح به گل دسته های شهر…هرروزدیوفاجعه بیدارمیشود
اینجا زخوف خشم خدا دردل زمین…دیوارخانه روی توآوارمیشود
باازدهام این همه شمشیرتشنه لب…هرروز، روز واقعه تکرارمیشود

گفتند درمقربا خواهرفلانی که مسول وفرمانده مقرما بود نشست لایه ای داریم (نشست لایه ای منظورنفراتی که هم سطح ودریک رده تشکیلاتی بودند) رفتیم نشست وطبق معمول اخرسالن نشستم ونشست شروع شد دیدم خانم شورای رهبری یک یاد داشتی به یکی از فرماندهان که درجلو نشسته بود داد اوهم با من دوست بود اوبعد یک دقیقه ای بلند شد وبه اخرسالن امد ازانجاییکه دراین باره ها تجارب زیادی داشتم حدس زدم امدن او به پشت سرمن توطئه ازقبل طراحی شده است وقصد دارند بلایی سرمن بیاورند ولی همچنان درصندلی بدون کوچکترین عکس العملی نشستم تا ببینم چه ریلی را میخواهند بروند نفرکه پشت سرمن بود بعد یک دودقیقه  یکباره داد زد خواهرمن به علی شیرزاد انتقاد دارم درنشست بجای گوش دادن به نشست درحال بازی با خودکارودفترش است منهم بلافاصله ازجایم بلند شده وبه دیوارتکیه دادم تا ازپشت بهم حمله نشود وضربه نخورم وگفتم درحال گوش دادن هستم این دروغ میگوید که من درحال بازی کردن هستم الان هرچه درنشست صحبت شده را میگویم تا بدانید درحال گوش دادن هستم وشروع کردم به تکرارصحبتهای بقیه دیدند همه را گفتم وبهانه را ازانها گرفتم خانم شورای رهبری گفت ما با الان کاری نداریم بیا پشت بلندگو ببینم تو اینروزها چه غلطی میکنی منهم گفتم همینجا بلند صحبت میکنم جام خوبه چرا( چون اگرپشت بلنگو میرفتم از هرچهارطرف ضربه پذیربودم ونرفتم ) وهمانجا گفتم اشکال چیست هرانتقادی دارید طبق قوانین نشست بگویید منهم یاد داشت کرده ومیروم وطبق قوانین جواب می اورم گفت بحث انتقاد نداریم گفتم پس بحث چی داری گفت بحث اید ئولوژیک با توداریم گفتم مگه سرهمین بحث ایدئولوژیک اخیر من یکی ازاولین نفرات نبودم پروژه نوشتم وامدم درهمینجا جلو همه خوندم وهرکس هم حرفی داشت زد وچهارساعت سرپا پشت بلندگو با مشکلاتم نایستادم پس دیگرچه حرفی دارید میمونه انتقاد تشکیلاتی واجرایی که جای انهم دراین نشست نیست وباید درنشست عملیات جاری مطرح بشود انهم بین یگانی وهرکس دیگری هم خارج ازیگان است باید درنشست انتقادی هفتگی لایه ای مطرح شود ولی باز هیچ اشکالی ندارد تمامی نقض ضوابط را می پذیرم وهرانتقادی دارید بکنید مسول نشست که کاملا بخاطرحرفهای قانونی وطبق ضوابط نشستها بود را جلویش گذاشتم اچمزشده یکباره ازکوره دررفت وگفت من مسول نشست هستم ومشخص میکنم درکجا ودرباره چی حرف بزنی منهم جواب دادم منهم براساس قوانینی که رهبری مشخص کرده وابلاغ نموده رفتارمیکنم ودرابلاغیه هم گفته نشده که خواهرشورای رهبری میتواند قوانین را نقض کند ، به اینجا که رسیدیم روبه بقیه کرد وگفت بی عرضه ها همین طوربه صندلی چسبیده وبلند نمیشوید ازانقلاب خواهرمریم دفاع کنید (منظورش این بود که چرا حرفی نمیزنند وبلند نمیشوند مرا زیرمشت ولگد بگیرند )مگسها ودوربشقابی ها وپشت بلندگویی ها بلند شدند امدن به سمت من ازدوطرف منهم دستم رفت برای صندلی بلافاصله یکی ازفرماندهان صندلی را گرفت که من برسرانها نزنم منهم قبلا نوشتم همیشه یک کاتربرای دفاع ازخود داشتم دستم رفت جیبم بالاترین فرمانده مرد ما دوید وجلو نفرات ایستاد وگفت همه بنشینید وکسی حق جلو امدن ندارد وبقیه فرماندهان هم دورمرا گرفتند که انها بمن حمله نکنند ودعوا وزد وخورد شروع نشود که همه چیز بهم میریزد منهم گفتم بگذارید بیایند تا شاهرگ همه شون را قطع کنم خلاصه همه را نشوندند مسول نشست گفت چرا شلوغ بازی راه انداختی منهم گفتم اولا شروع کننده شما بودید منکه کاری نداشتم دوم بارها گفته ام بازتکرارمیکنم کسی نزدیک من بشود کشتارجمعی راه می اندازم این بچه سوسولها را برعلیه من تحریک نکنید سوم انگشت اشاره رابسمت شورای رهبری گرفته وبا عصبانیت فریاد زدم همه اینها مسایل زیرسر شما خواهران شورای رهبریست که درمقرات ملت را کتک میزنید وکسی چیزی نمیگوید شورای رهبری درتمامیتش وستادش ام الفساد است وشماها تماما فاسد هستید خواستم ازنشست بروم بیرون که جلو مراگرفته وبا خواهش وتمنا نگه داشتند شورای رهبری گفت با این حرف خودت را تعیین تکلیف کردی منهم گفتم همین الان بدون مکث بفرست خروجی نامردی اگرنفرستی خروجی وبقیه نفرات ساکت بودند وهیچ صدایی ازکسی درنیامد ومنهم گفتم میخواهم بروم بیرون واب بخورم خلاصه نگذاشتند ونشست تعطیل شد ورفتم برسرکارم وفردای انروز موقع خوردن نهارامده وگفتند نهارت راخوردی برو اتاق فلانی باهات کاردارد

لینک به قسمت های:

 اولhttps://vatanamiran.home.blog/2020/03/31/%d8%ae%d8%a

دوم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/02/%d8%ae%d8%a7

سومhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/04/%d8%ae%d8%a7

چهارم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/07/%d8%

پنجم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/09/%d8%ae%d8%a7

ششم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/11/%d8%ae%d8%a7

هفتم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/12/%d8%ae%d8%a7

هشتم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/15/%d8%ae%d8%a7

نهمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/17/%d8%ae%d8%a7

دهم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/18/%d8%ae%d8%a7

یازدهمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/21/%d8%ae%d8%a7

دوازدهمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/23/%d8%ae%d8%a7

سیزدهم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/27/%d8%ae%d87

قسمت چهاردمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/28/%d8%ad%d9

قسمت پانزدهم https://vatanamiran.home.blog/2020/05/01/%d8%ae%d

قسمت شانزدهم https://vatanamiran.home.blog/2020/05/04/%d8%a

قسمت هفدهمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/05/09/%d8%

قسمت هیجدهم https://vatanamiran.home.blog/2020/05/10/%d8%ae

قسمت نوزدهم https://vatanamiran.home.blog/2020/05/12/%d8%ae%d8%a7%

قسمت بیستمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/05/18/%d8%ae%d8%a7%d8

قسمت بیست و یکمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/05/22/%d8%ae%d8%a7

قسمت بیست و دومhttps://vatanamiran.home.blog/2020/05/28/%d8%ae%d8%a7

قسمت بیست و سومhttps://vatanamiran.home.blog/2020/06/03/%d8%ae%d8%

قسمت بیست و چهارمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/06/05/%d8%ae%d

قسمت بیست و پنجم  https://vatanamiran.home.blog/2020/06/07/%d8%ae%d8%  

قسمت بیست و ششم https://vatanamiran.home.blog/2020/07/06/%d8%ae%d8

قسمت بیست  و هفتمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/07/10/%d8%ae%d

قسمت بیست هشتم https://vatanamiran.home.blog/2020/07/15/%d8%ae%d8%a   قسمت بیست و نهم  https://vatanamiran.home.blog/2020/07/20/%d8%ae%d8%a7

قسمت سی امhttps://vatanamiran.home.blog/2020/08/29/%d8%ae%d8%a7

قسمت سی ویکمhttps://vatanamiran.home.blog/2020/09/01/%d8%ae%d8%a7

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s