خاطرات من : قسمت چهل و دوم

وقتی جنگ تمام شد رجوی گفت رژیم یک پایش را ازدست داد وبا یک پا که همان تروریسم است لنگان لنگان درحرکت است باید پای دیگررا هم قطع کرد این حرکات وحمایتها برای قطع کردن پای دوم است که وقتی مشخص شد که ایران دنبال اتم است رجوی گفت ایران اتم را جایگزین جنگ کرده وباید اتم انرا افشا کرد وطناب داربگردنش انداخت
با این توجیح که ما با تروریسم خمینی درحال جنگیم ازتظاهرات درسوریه حمایت کرد تب وتاب تظاهرات درسوریه بالا گرفت وبطبع ان دردرون مجاهدین شوروغوغایی بپا شده بود درهمین رابطه نشستهای سیاسی شروع شد ازنشستهای رجوی گرفته تا نشستها با فرماندهان تا نشستهای لایه ای ونشستهای مقرات دراین نشستها من مواضع خود را اشکارکردم که درست رودرروی رجوی بود وچنین مواضعی انهم درنشست ودرحضورهمه برای رجوی وعضدانلو وسایرفرماندهان بسیارتعجب برانگیز وبسیارنگران کننده….

مواضع رجوی درقبال تحولات سوریه

عراق را توضیح دادم وبه سوریه رسیدیم میخواهیم ببینیم ایا رجوی فقط درعراق حرکاتش ضد مردمی بود یا درجاهای دیگرهم صادق است میشود اینطوربیان کرد که مخالفتهای رجوی درعراق بخاطرحفظ تشکیلات درعراق بوده واشکالی هم ندارد زیرا که میخواسته با دولت ایران بجنگد وجنگ هم نیازبه زمین دارد وعراق هم طبق گفته رجوی زمین وکانون استراتژیک نبرد است ، سوالی که پیش میاید سوریه که زمین وکانون نبرد استراتژیک با دولت ایران نبود پس چرا وارد ان شد ؟ دراین بحث به همین موضوع اشاره میکنم تا مشخص شود برای رجوی اصلا کانون استراتژیک نبرد وداشتن زمین درسوریه هیچ موضوعیتی نداشت زیرا که هم مرز با ایران نیست ورجوی چه منافعی دارد ؟

ـ به گذشته میرویم تا کمی مسایل را عمیقتر نگاه کنیم  حافظ اسد ازروز اول بخصوص درجنگ ایران وعراق از ایران دفاع می کرد ودرحد توان خود به ایران کمک می کرد همین موضوع برای غربی ها واعراب قابل تحمل نبود ازطرف دیگر حافظ اسد درلبنان حضورداشت ودرشکل گیری حزب الله لبنان ودسترسی به سلاح را برایشون فراهم می کرد اگرحافظ اسد نبود قطعا حزب الله اگرنگوییم شکل نمی گرفت حداقل درموقعیت کنونی نبود
ـ غربی ها واعراب ودرراس انها عربستان برای جدا کردن اسد ازایران به او پیشنهاد دادند که بگذارد نفت وگاز امارات وقطروعربستان با درست کردن تاسیسات ولوله گذاری به مدیترانه برسد که برای غربی ها ارزانتروراحت تربود ازطرف دیگرانها تنگه هرمز رادورمیزدند که اگربا ایران درگیری پیدا کردند تنگه هرمز بسته ویا ناامن شد انها مشگلی نداشته باشند که اسد انرا قبول نکرد حافظ اسد فوت کرد وبشاراسد جایش را گرفت انها همین پیشنهاد را به بشاردادند که او هم قبول نکرد به او پیشنهاد دادند که همه نوع کمک بتو خواهیم کرد بشرط اینکه ازایران فاصله بگیری ولی بشاربا شناخت درستی که ازتوطئه ها داشت پیشنهاد ها را رد کرد وحاضرنشد ازجبهه ایران جدا بشود
ـ بهمین دلیل اول به او فشاراوردند تا ازلبنان خارج شود وبشارهم خارج شد درگام دوم تظاهرات درسوریه راه انداخته وانرا تظاهرات مردم برعلیه دیکتاتوری قلمداد کردند
 که رجوی مواضع خود را درجریان خروج ارتش سوریه ازلبنان اشکارکرد وخروج را شکست وعقب نشینی دولت ایران قلمداد کرد وتظاهرات را تظاهرات مردم بجان امده از ظلم وستم دیکتاتوری نام برد که دستان رژیم را ازسوریه قطع ویکی ازبازوهای مهم اودرمنطقه ازبین خواهد رفت وایران با ازدست دادن سوریه درخاورمیانه وحرکات تروریستی یک پایش هم قطع خواهد شد که مجبوراست بداخل ایران عقب نشینی ومحاصره میشود که باعث سرنگونی زودترحاکمیت خواهد شد برای فهم این نظریه مجبورم به موضوع تحلیل رجوی ازجنگ وتروریسم هم اشاره کنم
ـ تحلیل رجوی این بود که خمینی با دوپا راه میرود یکی جنگ ودیگری تروریسم  که دولت ایران انرا قدرت منطقه ای میخواند برای سرنگونی باید دوپای رژیم راقطع کرد وقتی جنگ تمام شد رجوی گفت رژیم یک پایش را ازدست داد وبا یک پا که همان تروریسم است لنگان لنگان درحرکت است باید پای دیگررا هم قطع کرد این حرکات وحمایتها برای قطع کردن پای دوم است که وقتی مشخص شد که ایران دنبال اتم است رجوی گفت ایران اتم را جایگزین جنگ کرده وباید اتم انرا افشا کرد وطناب داربگردنش انداخت
با این توجیح که ما با تروریسم خمینی درحال جنگیم ازتظاهرات درسوریه حمایت کرد تب وتاب تظاهرات درسوریه بالا گرفت وبطبع ان دردرون مجاهدین شوروغوغایی بپا شده بود درهمین رابطه نشستهای سیاسی شروع شد ازنشستهای رجوی گرفته تا نشستها با فرماندهان تا نشستهای لایه ای ونشستهای مقرات دراین نشستها من مواضع خود را اشکارکردم که درست رودرروی رجوی بود وچنین مواضعی انهم درنشست ودرحضورهمه برای رجوی وعضدانلو وسایرفرماندهان بسیارتعجب برانگیز وبسیارنگران کننده وافشا کننده خط وخطوط او بود که دراذهان نیروها سوالات زیادی را بوجود اورد تعدادی بخودم مستقیم مراجعه ودلایل را خواستند ومنهم براشون توضیح دادم وسوالاتی که درنشستها میشد وسوالاتی که سایرین داشتند واطلاعاتش جست وگریخته بهم می رسید ، البته سوالات ازبنده نبود سوالات ازسازمان ومسولین وفرماندهان بود که دوگانه شده بود وتعدادی قبول نمی کردند بحث ومواضع بنده چی بود وچرا دراذهان وشنونده ها سوال بوجود می اورد ؟
 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s