داستان رجوی وانورخوجه

حالا دست تقدیرراببین که چه سرنوشتی برای رجوی رقم زده است بعد جهان گردی چندین ساله رفته به کشورالبانی همان کشوری که مردم ورهبرش را سالها بخاطرضدیت با گروه پیکارمسخره میکرد ، درانجا بدست وپای همان مردم ودولت مردان انجا افتاده وباج میدهد تا با مخالفین که ازاو جدا شده اند بدرفتاری کند وحق انسانیت وزندگی را ازنیروهای قبلی خودش بگیرد پول میدهد التماس میکند تا همان مردم ودولت سرلشگرهای فوت شده اش را شبانه ومخفیانه دفن کند تا صدایش به بیرون نرسد وخبرش درز نکند ولی نمیداند بقول ترکها صبح میشه صداش درمیاد ، امروزه کارش شده دفن سرلشگرها درخاک پای انورخوجه ، مریدان پیکاری انورخوجه درایران دفن شده اند

داستان رجوی وانورخوجه

بعد اعدام رهبران سازمان دردرون سازمان شقه ایجاد وگروهی برهبری تقی شهرام وبهرام ارا تشکیل شد رجوی بدون اینکه علل ایدئولوژیک وسیاسی وتشکیلاتی شقه را تبیین کند که بنظربنده توان وظرفیت علمی وشهامت انرا نداشت تا وارد ان شود دست بکاری زد وگفت انها بودند که منحرف شده وشقه ایجاد وسازمان را متلاشی کردند درصورتی که همین اخوندها وچریکها طبق گفته خود رجوی بارها گفته بودند که بدلیل تفکرالتقاط شقه دردرون شما حتمی وتعدادی مارکسیست خواهند شد وبقیه هم بسمت راست میل خواهند کرد رجوی با اشراف به همه موارد درجمع بندی شهرام وبهرام ویاران را اپورتونیست چپ نما نامگذاری میکند یعنی اینکه هیچ اشکالی بما وارد نیست وتماما اشکال درانهاست که ماهیت عوض کرده اند همین نحوه برخوردهایی که نیروها صدباره ازرجوی دیدند که خود را تبرئه ونیروها وبیرون ازخود را متهم ومقصرقلمداد کرد درتمامی سی وپنج سال اگردرست یادم باشد رجوی فقط دوبارازخودش انتقاد کرد یکی گفت خمینی را خوب نشناختم ودراواخردهه هفتاد گفت مریم را خوب نشناختم وبه حرفش گوش نکردم وهمه شما را همان سال 68 وارد انقلاب نکردم ، درفازسیاسی اپوتونیستهای چپ نما ازنظررجوی ، رهبری داشت بنام حسین روحانی که رجوی را جذب ووارد سازمان کرده بود اسم خودرا گذاشته بودند سازمان پیکاردرراه ازادی طبقه کارگرکه مدینه فاضله انها همین کشورالبانی ورهبرعقیدتی ومرامیشون هم اقای انورخوجه بود انزمان چند دوست پیکاری داشتم به انها میگفتم ازمیان 124000پیغمبرشما جرجیس را انتخاب کرده اید یک رفیق انوراقا میگفتند صد تا ازدهانشان درمیامد بعضی مواقع هم با الهام ازچریکهای فدایی که چگورا را رفیق چه میخواندند افراد گروهک دهان پرکن پیکارهم میگفتند رفیق خوجه درانزمان داستانهایی با انها داشتیم بگذریم ، رجوی درهمان زمان اینها را خیلی مسخره میکرد که خودشون اپورتونیست چپ نما و رهبرشون انورخوجه است بعد فروپاشی شوروی جیمزبیکروزیرخارجه بوش پدررفت البانی ما که فیلم یا صحنه ها را نمیدیدم تا قضاوت درست داشته باشیم رجوی میگفت مردم البانی به صدقه سری انورخوجه مردمش رابجایی رسانده که چرخهای ماشین وزیرخارجه امریکا را میبوسیدند واو هم درعوض پنج میلیون دلاربه انها کمک کرد خب بما میگفتند ما بیشترازاین را به دولت انها میدادیم ، امروزه بحق باید گفت راست میگفت خیلی بیشتردارد میدهد وبه چرخ بوسی دولتمردان البانی افتاده ، حالا دست تقدیرراببین که چه سرنوشتی برای رجوی رقم زده است بعد جهان گردی چندین ساله رفته به کشورالبانی همان کشوری که مردم ورهبرش را سالها بخاطرضدیت با گروه پیکارمسخره میکرد ، درانجا بدست وپای همان مردم ودولت مردان انجا افتاده وباج میدهد تا با مخالفین که ازاو جدا شده اند بدرفتاری کند وحق انسانیت وزندگی را ازنیروهای قبلی خودش بگیرد پول میدهد التماس میکند تا همان مردم ودولت سرلشگرهای فوت شده اش را شبانه ومخفیانه دفن کند تا صدایش به بیرون نرسد وخبرش درز نکند ولی نمیداند بقول ترکها صبح میشه صداش درمیاد ، امروزه کارش شده دفن سرلشگرها درخاک پای انورخوجه ، مریدان پیکاری انورخوجه درایران دفن شده اند ، انوقت ضد مریدان رفیق انوراقا درکنارارامگاه رفیق خوجه ارام گرفته اند میگویند پس گردنی های خدا صدا ندارد اینهم یکی دیگرازپس گردنی های خدا به اقا وخانم رجویست که به چنین فلاکت وخواری وپیسی افتاده اند   

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s