شعور را ازمجاهدین یاد بگیرید

کلم را با بیل به انطرف پرتاب کردم گفتم این چیه اسمش کلم پیچه خانم وکشاورز ونفراتی که درحال پیچیدن برگها بودند وارفته ومات ومبهوت موندند خانم مسول به اف جی مربوطه گفت نفراتت رابردارببروازفردا هم نیایید دیگه نیاز نیست اینهم ازتحصیل کرده ها که میخواستند برگ کلم را با پیچوندن واجروکاشی به کلم پیچ تبدیل کنند یکی هم عقلش کارنمیکرد که مگه میشه قوانین حاکم برپدیده ها را تغییرداد کلم مقوله دیگری وکلم پیچ مقوله دیگراست اقای رجوی هم میگفت اینها اگاه ترین وگلهای سرسبد ملت ایران هستند که من یکی یکی شما را ازسراسرایران جمع وازگلوی خمینی بیرون کشیدم درتشکیلات رجوی اگرعلامه دهرهم بودی یکسال بعد فهم شعورراازدست داده ازنظرشعوربه یابوعلفی تبدیل شده بودیم هرچه میگفتند را مثل طوطی نوشخوارمیکردیم مثل میمون تقلید درمیاوردیم چون شامپانزه درنشستها بالا پایین میپریدیم ودرتوهم ادراک وعقل وشعوربالای

شعور را ازمجاهدین یاد بگیرید

درمقرما یکی ازنفرات قدیمی که بقول ما ارپی جی خورده بود کشاورزی میکرد بذرکلم پیچ خریده بود یا اشتباه خودش بود یا انباربه اشتباه داده بود نمیدونم بذرکلم به اوداده بودند یک روز رفتم کنارزمین دیدم کلم درامده به اوگفتم اینها کلم است نه کلم پیچ قبول نکرد رفته سیصد چهارصد تا اجروکاشی شکسته جمع کرده بود وسی نفررا هم بخدمت گرفته هرروز صبح نفرات برگ کلمها را بهم می پیچیدند ویک اجروکاشی شکسته روی بوته میگذاشتند تا برگ کلم بشود کلم پیچ اگرهم کسی میدونست بخاطردردسرهای بعدی سکوت وچیزی نمیگفتند دوباره رفتم پیش او گفتم فلانی اینها اولا کلم هستند دوم مگه کلم پیچ با پیچوندن کلم پیچ میشود قانون مندی تکامل اینگونه نیست که شما بتونید انرا تغییربدهید کسی که خلق کرده فکرهمه چیزرا کرده گفت نه کلم پیج را همین گونه درست میکنند سوال کردم یعنی شرکتهایی که چند میلیون بوته کلم پیچ میکارند چند صد هزارکارگرهم استخدام میکند وکل اجرها وسنگ وکاشی شهررا جمع اوری وبرگ ها رابهم پیچیده وزنه روی انها میگذارد ؟هرروز تکرارمیکنند چیزی نگفت مثلا اقا تحصیل کرده بود رفتم درنشست به مسول اداری وسررشته داری گفتم خواهراینها کلم است تمام کارهایی که میکنند الکی ست برای کلم پیچ برنامه ریزی نکنید برای کلم برنامه ریزی کنید با انها غذا بپزید وبرای دسراستفاده کنید گفت یعنی چی جواب دادم خواهریعنی ندارد کلم هستند بحث بالا گرفت گفتم خواهرشما دانشگاه دیده هستید بنده سواد خوندن نوشتن ندارم وبه قوانین طبیعت اشراف ندارم کی میگه برگ راباید بهم پیچید تا بشود کلم پیچ هرکس بشنوه میخنده چرا هرروز یکساعت وقت سی نفررا هدرمیدهید اگرکلم پیچ نشدند انوقت مسایل تشکیلاتی که درمقربوجود میاید را شما جواب میدهید قبول نکرد ودرنهایت قرارشد خودش برود بازدید چون تنهایی نمیتونستند با کسی صحبت کنند بمن گفت توهم با من بیا که با اوتنها نباشم رفتیم حرفهای مرا برای کشاورز تکرارکرد طبق معمول پاها دریک کفش که خیرهمین طوری کلم پیچ درست میکنند چون میدونستم ته بسته اند ازکوره دررفته بیل رابرداشته بخودم گفتم هرچی میخواهد بشود پای ان می ایستم بیل رازیریکی ازبوته ها زده وکلم را با بیل به انطرف پرتاب کردم گفتم این چیه اسمش کلم پیچه خانم وکشاورز ونفراتی که درحال پیچیدن برگها بودند وارفته ومات ومبهوت موندند خانم مسول به اف جی مربوطه گفت نفراتت رابردارببروازفردا هم نیایید دیگه نیاز نیست اینهم ازتحصیل کرده ها که میخواستند برگ کلم را با پیچوندن واجروکاشی به کلم پیچ تبدیل کنند یکی هم عقلش کارنمیکرد که مگه میشه قوانین حاکم برپدیده ها را تغییرداد کلم مقوله دیگری وکلم پیچ مقوله دیگراست اقای رجوی هم میگفت اینها اگاه ترین وگلهای سرسبد ملت ایران هستند که من یکی یکی شما را ازسراسرایران جمع وازگلوی خمینی بیرون کشیدم درتشکیلات رجوی اگرعلامه دهرهم بودی یکسال بعد فهم شعورراازدست داده ازنظرشعوربه یابوعلفی تبدیل شده بودیم هرچه میگفتند را مثل طوطی نوشخوارمیکردیم مثل میمون تقلید درمیاوردیم چون شامپانزه درنشستها بالا پایین میپریدیم ودرتوهم ادراک وعقل وشعوربالای هرمنبری لغزولنترانی میگفتیم  

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s