پاچه ورمالیده های مریم قجر عضدانلو

رجوی با انقلابش تا دلتون بخواهد کره مادیان وکره خرتربیت کرده بود مادیانهای رام را وحشی وبجان ما نرینه های رام انداخته بود چرا چون انقلاب مریم هرچه غیرت وشرافت داشتیم را ازما گرفته ومثل خودش کرده بودخیلی بی غیرت وبی بته شده بودیم نمیخواستیم گوشهایمون عرعر مادیانهای هارووحشی کفتارصفت رابشنود ازانها فاصله گرفته وسکوت میکردیم ازبس ازدولت عراق نفرت داشتم همه چیزرادرطی سالیان بجان خریدم تا کارم به زندان انها نیفتد وهزاران باربخودم گفتم حداقل فحش ایرانی را میشنوم کره خرهای رجوی ویابوهایش دراوج نامردی وپس فطرتی که رجوی ها درطی سالیان به انها اموزش داده بودند ازشرایط سو استفاده ازهیچ بی وجدانی وبی شرافتی درحق ما کوتاهی نمیکردند ازاینجا به نره خرمسعود رجوی وبه مادیان اعظم مریم عضدانلو میگویم تف برمرام وانقلاب ایدئولوژی تون وهرچه می پرستید شما یان جرثومه های فساد ولوش ولجن تاریخ ده هزارساله ایران هستید دایناسورهایی که ازاعماق تاریخ برخاسته اید

پاچه ورمالیده های مریم قجر عضدانلو

میخواهم یکی دیگرازتنظیم رابطه های کره مادیانهای انقلاب مریم رابگویم تا مردم ایران خوب خوب مجاهدین وانقلاب ایدئولوژیک انها رابشناسند وبدانند اگر اگرزمانی بقدرت برسند چگونه با مردم تنظیم خواهند کرد لازم به یاد اوریست که مجاهدین علی رغم ادعا های دروغین بسیارضد مردم ایران هستند ودرنشستها انواع فحشها رابمردم ایران میدادند که بنده وسایرین بارها به این موضوع اشاره کرده ایم یه روز مسولم بمن زنگ زد وگفت سریع خودت رابه اتاق خواهرفلانی برسون هرکاری داری ول کن بیا بلافاصله بدون شستن دستهای کثیف سوارماشین شده رفتم وقتی ازماشین پیاده شدم مسولم ایستاده بود گفت ببین هرچه گفتند را نشنیده بگیرهیچ حرفی نزن منهم کنارت برای کنترل تو مینشینم فاصله تا اتاق ده متربیشترنبود ده بارتکرارکرد خواهش میکنم سکوت کن وحرفی نزن درفاصله کوتاه تمام هفته را ازذهنم گذراندم تاببینم چه کارخطایی انجام دادم که اینگونه تلفن وحرف میزند گفتم شاید بازکسی برای خودنمایی پاهایش راروی شونه های بنده گذاشته وبا گزارش دروغهای همیشگی را بخورد اینها داده وارد اتاق شده دیدم همه فرماندهان دراتاق نشسته اند تا کره مادیان انقلاب مریم مرا دید قبل ازنشستن دهان گندیده رابازوشروع کرد فحشهای چارواداری رابمن داد نشستم مسولم کنارم نشست ران پای مرا با چنگ گرفته بود که حرفی نزنم چند دقیقه ای بدون توقف با فریاد هرچه فحش ازمریم ومسعود رجوی یاد گرفته بود بمن دادپرسید چرا دیرامدی یالا جواب بده بازسکوت کردم گفت چیه لال شدی وزبونت را سگ خورده گفتم جواب بده جواب دادم خواهربمحض اینکه تلفن را گذاشتم بدون توقف حرکت کردم ودستهای کثیف رانشون دادم که ببین حتی دستهایم را نشستم یه باره مسولم رابه فحش کشید که چرا دیرخبردادی مگرمن علاف شما نره خرها هستم لازم به یاد اوریست مسول من پدربزرگ او بود زمانی که کره مادیان بدنیا نیامده بود او درسازمان بروبیایی داشت ازبد حادثه ولطف رجوی مجبوربود بشنود ودم برنیاورد بقیه را هم بفحش کشید فکرکنم بیست دقیقه ای یه روند فحش میداد ودهانش مثل شترکف کرده وتمام کینه شتری رابرسرما خالی کرد نمیدونستم داستان چیست چرا فحش میده  روبمن کرد گفت میدونی چرا صدات کردم جواب دادم نه خبرندارم گفت اشپزخونه یکی ازدیگهای برنج را سوزونده زمانی که مریم عضدانلو میلیون میلیون دلارخرج ولگردهای خیابون سیاست میکرد ورجوی درعراق میلیون میلیون به حلقوم شیخهای عراق میریخت بخاطر چهارکیلو برنج با ما چنین رفتاری را میکردند انهم فقط ته دیگ سوخته بود نه برنج ازکوره دررفته گفتم خواهراشپزخونه چه ربطی بمن داره سرپیازم یا ته پیازکارم چیزدیگریست محل کارم کلی با اشپزخونه فاصله داره مراجعه ای به اشپزخونه ندارم مگراینکه کارسازمانی باشد که بامسول اشپزخونه هماهنگ میکنم همه فرماندهان اینجا هستند ایا مراجعه ای به محلهای کارنفرات شما دارم افسراماد هم مسول کنترل است چرا یقه مرا گرفتی وهرچه فحش چارواداری وچاله میدانی بمن میدی منهم بخاطراحترام خواهروبرادروتشکیلات واینکه شما شورای رهبری هستید چیزی نمیگم دهانم رابسته ام مسولم با چنگ نصف گوشت ران مرا کند که سکوت کنم خلاصه گفت یکی ازمسولیتهای تو اینه که روزانه چهارباربری اشپزخونه را کنترل کنی اینگونه مسولیت ابلاغ میکردند نشست تمام شد وما رفتیم رجوی با انقلابش تا دلتون بخواهد کره مادیان وکره خرتربیت کرده بود مادیانهای رام را وحشی وبجان ما نرینه های رام انداخته بود چرا چون انقلاب مریم هرچه غیرت وشرافت داشتیم را ازما گرفته ومثل خودش کرده بودخیلی بی غیرت وبی بته شده بودیم نمیخواستیم گوشهایمون عرعر مادیانهای هارووحشی کفتارصفت رابشنود ازانها فاصله گرفته وسکوت میکردیم ازبس ازدولت عراق نفرت داشتم همه چیزرادرطی سالیان بجان خریدم تا کارم به زندان انها نیفتد وهزاران باربخودم گفتم حداقل فحش ایرانی را میشنوم کره خرهای رجوی ویابوهایش دراوج نامردی وپس فطرتی که رجوی ها درطی سالیان به انها اموزش داده بودند ازشرایط سو استفاده ازهیچ بی وجدانی وبی شرافتی درحق ما کوتاهی نمیکردند ازاینجا به نره خرمسعود رجوی وبه مادیان اعظم مریم عضدانلو میگویم تف برمرام وانقلاب ایدئولوژی تون وهرچه می پرستید شما یان جرثومه های فساد ولوش ولجن تاریخ ده هزارساله ایران هستید دایناسورهایی که ازاعماق تاریخ برخاسته اید



نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s