خاطرات من ، ورود به انقلاب ایدئولوژی : قسمت هفتم

اگرازعراق خارج میشد میبایست جواب میداد چرا به عراق رفتی ودرجنگ با ارتش ایران درکنارصدام قرارگرفتی خیلی ازاعضای مطلع شورا ازجمله بنی صدر بهش گفته بودند به عراق نرودرکنارصدام قرارمیگیری وبعنوان ستون پنجم وهمدست صدام شناخته میشوی ایا میتوانست چنین کاری رابکند اگرمیخواست بکند که درجمع بندی سال63اشتباهات را می پذیرفت وازرهبری سیاسی کنارمیرفت وعلی زرکش راهم که معاون خودش بود رامحکوم به اعدام نمیکرد…..

به خواندن «خاطرات من ، ورود به انقلاب ایدئولوژی : قسمت هفتم» ادامه دهید

خاطرات من ، شرایط سیاسی ؛نظامی؛ سازمان درسال شصت وهشت: قسمت ششم

سال 68بعد ازعملیات فروغ یک جمع بندی صورت گرفت بنام تنگه وتوحید که دراین جمع بندی رجوی بجای پذیرش اشتباهات تمامی تقصیررابگردن نیروها انداخت ومدعی شد به این دلیل نتوانستیم به تهران برویم که شما یعنی نیروها ذهنتون درگیرزن وشوهروخانواده بود ونتوانستید ازتمامی انرژی وتوان استفاده کنید وبا خمینی خوب بجنگید (رجوی ان را شکست نمیدانست بلکه مدعی بود فروغ بیمه نامه ارتش ازادیبخش است )

به خواندن «خاطرات من ، شرایط سیاسی ؛نظامی؛ سازمان درسال شصت وهشت: قسمت ششم» ادامه دهید

خاطرات من ، انقلاب ایدئولوژیک : قسمت پنجم

ایا این انقلاب واقعا اعتقادی بود یعنی درجریان مبارزه کمبود ان حس میشد ومشگل نیروها وسازمان مشگل اعتقادی بود مثلا  شاه وقتی کودتا وانقلاب سفید راه انداخت احزاب سیاسی وملی مذهبی ها به بن بست وازگردونه مبارزه خارج شدند مثل نهضت ازادی بازرگان تنها راه این بود که با تفکرات ملی مذهبی بازرگانها نمیشود با شاه جنگید نیازمند اعتقادات جدیدی هستیم که حنیف نژاد بحث اسلام انقلابی رابا برداشت خودش بمیان کشید ونتیجه گرفت که نیازمند تشکیلات وکادرهای همه جانبه وحرفه ای هستیم که به مرحله ای برسند که توان بدست گرفتن سلاح را داشته باشند ویا وقتی درسال 54تعدادی مثل تقی شهرام وبهرام ارام ودوستانش به این نتیجه رسیدند که با اسلام نمیشود مبارزه کرد وباید با تفکرات مارکسیستی عمل کرد وسازمان را شقه کردند

به خواندن «خاطرات من ، انقلاب ایدئولوژیک : قسمت پنجم» ادامه دهید

خاطرات من ،تقدم تخصص بر تشکیلات یا تقدم تشکیلات برتخصص: قسمت چهارم

با مشگلی روبروبودم بنام تشکیلات یعنی هرکاری که میخواستم انجام بدهم این تشکیلات بود که تعیین تکلیف میکرد کارچگونه وبا چه مصالحه وچطوری انجام شود درتشکیلات هم صلاحیت بردوپایه استواربود چه کسی ایدئولوژیک است یعنی اعتقادی به رهبری نزدیک ومثل او فکرمیکند ودوم چه کسی تشکیلاتی تراست یعنی گوش بفرمان وهرچه میگویند بدون چون وچرا واما واگرمیگوید چشم ومیرود کارراانجام میدهد ومهم هم نیست که کارخراب میشود یا نه درست پیش میرود یا نه مهم اینه که طرف مقابل گوش بفرمان

به خواندن «خاطرات من ،تقدم تخصص بر تشکیلات یا تقدم تشکیلات برتخصص: قسمت چهارم» ادامه دهید

خاطرات من ، بجای اوردن به مرز مرا به پادگان نظامی فرستادند : قسمت سوم

نزدیک عید سال 67 شد یک روز بمن گفتند برو حفاظت قرارگاه خودت رامعرفی وانجا میگویند کارت چیست وخودشون رفتند به ماموریت یعنی فقط شش نفرموندیم وبقیه رفتند بعد سه روزبرگشتند که فهمیدم برای نشست مسعود رجوی به اشرف رفته اند ازانجاییکه بنده با انها به مشگل خورده بودم مرا به نشست نبردند

به خواندن «خاطرات من ، بجای اوردن به مرز مرا به پادگان نظامی فرستادند : قسمت سوم» ادامه دهید

خاطرات من :خروج از ایران وارد شدن به ترکیه: قسمت دوم

شب اول دراستانبول مرا صدا کرده وگفتند یک اکیپ 18نفره میرویدبه عراق که مسولیت این اکیپ با تو است گفتم قبول گفتند ولی شرط وشروط داره وانهم اینه که باید سبیلهایت رابزنی گفتم اولا سبیلهایم همیشه انکادر شده ومرتب است دوما مسولیت درسازمان براساس صلاحیت است نه شکل وشمایل باشکلم چکاردارید ؛ طرف که دراروپا زندگی کرده وفکرمیکردباادم پشت کوهی طرفه گفت لنین گفته منم حرفش راقطع کرده جواب دادم اولا ما بلشویک نیستیم دوما شرایط ما با شوروی فرق داره سوما بنده تروتسکی نیستم که بخواهم دامن پوشیده به عراق بروم …..

به خواندن «خاطرات من :خروج از ایران وارد شدن به ترکیه: قسمت دوم» ادامه دهید

خاطرات من قسمت اول

متاسفانه من براثرناگاهی وجهل وعدم شناخت درست وگرفتاردردام تمایلات  باتوجیح درراه خدا باید ازهمه چیزگذشت اورا رها کرده وبزرگترین ضربه روحی وروانی که همان جدایی فرزند ازمادراست رابراو تحمیل کردم وبالاترین غم رابه غمهای سالیانش افزودم گرچه برای خودم هم شب اخرولحظه جدایی سخترین دوران زندگیم بود وهست اما درد مادردرفراق فرزند درد ناگفته دیگریست که ما فرزندان بدلیل نداشتن روح وروان وقلب مادرهرگزقادربه درک اونیستیم گرچه اطمینان دارم که مادرم با ویژگیهای منحصربه فرد مادری مرا بخشیده است اما امیدوارم خداهم مرابخاطرجایگاه زن درنزد خود وبخاطرروح خدایی که دراو هست ازگناه بزرگ وظلم وستمی که براوروا داشتم بگذرد…….

به خواندن «خاطرات من قسمت اول» ادامه دهید

مصداقی عامل سانجو مریم رجوی

سوال ازمسعود ومریم رجوی وفرماندهانی که حرفها وگزارشهای بنده ودیگران را دررابطه با مصداقی خونده اند ، چرا زمانی که مصداقی ازایران امده ودرراهروهای سازمان ملل براتون میدوید یا مصاحبه ومقالات بدفاع مینوشت این چیزها یادتون نمی افتاد ؟ چرا نیروها اعتراضات زیادی داشتند که اوضاع مصداقی خوب نبوده ونیست چرا اورا بخدمت گرفته اید معترضین را به سیخ میکشیدید که رهبری بهترمیدونه سرجاتون بنشینید ؟ دربرابراعتراض ماها میگفت ماادراک مصداقی هو نجم الطارق هو فرقان بین مسعود ولاجوردی ، همین پدرسوخته های بی پدرمادراحمق چقدرفحش بخاطرمصداقی به بنده دادند ، چقدربد وبیراه وتوهین واتهام زدند که شده ای رهبردرباره نفرات تصمیم میگیری سوال از رهبران بی بته فراری بی غیرت استحاله شده …….

به خواندن «مصداقی عامل سانجو مریم رجوی» ادامه دهید

بازی با تابوت توسط رجوی

رجوی یه باره یاد اوافتاد که مارکسیست انقلابی ست شروع کرد تبلیغات که درون مجاهدین فرد مارکسیست وجود دارد بعد هم مراسم تابوت کشی ودفن وکفن راه انداخت تمام نیروها را بسیج پشت سرتابوت حرکت وگریه وزاری وبرسرگل مالی که چرا نشسته اید مارکسیست انقلابی فوت کرده است سوال چرا رجوی دست بچنین کاری انهم درشرایط سیاسی خاصی زد ؟ هدف ، اولا میخواهد بگوید اینگونه که میگویند البانی تماما مجاهد دروغه دوم انقدرتوان وظرفیت ایدئولوژیک دارم که میتوانم مخالف دینی را درون خودم تحمل کنم سوم برای مجاهدین دم دستگاه خاک سپاری راه نمیاندازم اما برای مخالف مراسم میگیرم برایم خیلی مهم است اما یک چیزرا درنظرنگرفته انهم اینه که مارکسیسم ودفاع ازان پیش اربابان جرم است ولی…….

به خواندن «بازی با تابوت توسط رجوی» ادامه دهید

وراجی مریم رجوی درپارلمان انگلیس

مریم دست ازپا درازترعین کروکودیل لب ولوچه اویزان زیرافتاب مشغول افتابگیری میشود مریم بدستوراربابان وراجی ودستان خود رابیشتردرخون ملت ایران فرو میکند البته نباید انتظار بیشتری داشت دربار پدربزرگهای مریم قاجاریه پرازادمکشان انگلیس بود فرقش دراینه که انگلیسها بدربارقاجارمیرفتند ولی مریم قجربدربارانگلیس میرود درنتیجه بسیارظعیف تر وبدبخت ترووتوسری خورترازپدربزرگ ومادربزرگش مهد علیاست بهمین دلیل همیشه درپریشان حالی وتشویش فکری وروانپریشی روزگارمیگذراند مزخرف گویی ها ازروان پریشی او سرچشمه میگیرد

به خواندن «وراجی مریم رجوی درپارلمان انگلیس» ادامه دهید