یک باره شروع کردند به اسم ماموریت نفرات راازمقرات بردن وکسی نمیدونست کجا میروند بعد ها معلوم شد که بنام شک امنیتی دقیق نمیدونم صحبتها بین چهارصد تا هفت صد نفررا تخمین میزنند را دستگیروبه زندان بردند که نفرات رادرزندانها شکنجه کردند وطبق خبرها شش نفرهم زیرشکنجه کشته شدند وگفته بودند شمارا رژیم بعنوان نفوذی فرستاده تا رهبررا ترورکنید که هشتاد درصد انها نفرات قدیمی وزندان رفته وسالها دراشرف زندگی میکردند چطوری یکباره نفرچندین ساله انهم دراشرف ایزوله وسط بیابونهای عراق که هیچ رابطه ای با کسی ندارند نفوذی ومزدوروزارت اطلاعات شدند خودش بحث دیگریست واقعیت این بود که اعتراضات شدت گرفته وروزبروز بیشترشده وتعدادی خواهان جدایی بودند وخیلی ها زیربارموضوعات نمیرفتند ازبحثهای صد من یک غاز انقلاب با بندهای مسخره وبی محتوایش خسته وکلافه بودند به بهانه شک امنیتی مخالفین را دستگیروزیرفشارگذاشته بود
به خواندن «خاطرات من ،بند شین وشروع راهگشایی وراه اندازی داغ ودرفش : قسمت چهاردهم» ادامه دهیدماه: ژانویه 2024
خاطرات من ،حمله هوایی به اشرف : قسمت سیزدهم
ساعت یک شب شد ازپارکینگ درامدم کمی که راه رفتم دیدم پاهایم ازحس افتاد وکمرم تکون نمیخورد خودم رابا هربدبختی بود رسوندم اسایشگاه ومثل ادم فلج افتادم صبح برای مسولم پیام فرستادم امده ودید ورفت منهم دو روز گرسنه وتشنه دراسایشگاه موندم ویک روزبه یکی ازدوستانم داستان را گفتم ودرخواست کردم اگربرایت مشگلی درست نمیکنند بروبرایم اب وغذا بیاوراوهم گفت هرچی میخواهد بشود رفت وبرایم غذا اورد وخوردم وازگرسنگی وتشنگی بیرون امدم بعد چند روزمسولم امده وگفت بلند شوبرو زمین مانورگفتم برادرمن کمرم درد میکند بجای اینکه برایم غذا بیاوری ومرابه دکترببری چندروزه رفتی وپشت سرت نگاه نکردی الان امده ومیگویی بروم زمین مانور که گفت خودت رابه مریضی زدی واین علاعم بریدگی وکم اوردن درمبارزه است گفتم باشه بلند شده با بدبختی سوارماشین شده رفتم درانجا که رسیدم مرا خواسته وداستان را پرسیدند گفتم که مسول بالای مرکز انزمان قبول نکرد منهم عصبانی شده وگفتم دروجود شما وسایرفرماندهان شرافت انسانی نمی بینم ….
به خواندن «خاطرات من ،حمله هوایی به اشرف : قسمت سیزدهم» ادامه دهیدخاطرات من ،شرایط سازمان بعد از حمله اول امریکا : قسمت دوازدهم
مشخص شد که ما برخلاف حرفهای رجوی اصلا ازاد نیستیم ودرمسایل کلان بخصوص انجایی که منافع عراق درپیش است هرگزبما میدان نمیدهد…برای چندمین بارمشخص شد که ما کارتی دردست صدام برای بازی با ایران هستیم…هرگونه روزنه ای بسمت ایران بسته شد وتمامی امیدهای سالیان برای رفتن به ایران برای همیشه به ناامیدی ویاس تبدیل وتاثیرات مخربی برپیکره سازمان وارد اورد…ـ برهمگان مشخص شد که خط ارتش ازادیبخش بگل نشست وازاین ببعدهیچ امیدی به این راه نیست…
به خواندن «خاطرات من ،شرایط سازمان بعد از حمله اول امریکا : قسمت دوازدهم» ادامه دهیدخاطرات من ، حمله عراق به کویت : قسمت یازدهم
سال68دواتفاق افتاد یکی رجوی نشست گذاشته که بنده دران نشست نبودم وفیلمهایش رانگاه کردم وانهم بحث امام زمان بود که رجوی میگفت شما نان این امام را میخورید بهره اش را میبرید نام ونشانش رادارید ولی اسمش را نمی اورید بطورخلاصه خودرا غیرمستقیم امام زمان نشان داد که درتشکیلات خیلی ها زیاد میگفتند برادرمنظوررجوی امام زمان است
به خواندن «خاطرات من ، حمله عراق به کویت : قسمت یازدهم» ادامه دهیدخاطرات من ،ورود نیروهای جدید : قسمت دهم
بخاطرمخالفت با هردومورد بنده زیرفشارزیادی رفتم وانواع حرفها واتهامات نصیب ما کردند ودرطی سالیان ازفرط سوزش درهرفرصتی موضوع رادرنشستها ویا صحبت فردی که مسولین با من داشتند یاداوری میکردند که توبا تصمیم رهبری دراین دومورد مخالفت کردی ورودرروی رهبری ایستادی یکباردرسال 81مسول نشست همین موضوع رامجددا بمیان کشید وناراحتی اش رااعلام کرد وگفت توهنوزتناقض اوردن نیروهای جدید را درخود حل نکردی اینکه روبروی رهبری وتصمیمات ان می ایستی نشانه چیزدیگریست
به خواندن «خاطرات من ،ورود نیروهای جدید : قسمت دهم» ادامه دهیدخاطرات من ،عواقب انقلاب ایدئولوژیک درمناسبات : قسمت نهم
خانمها قدرت را که گرفتند زندان سازی شکنجه وکشتن وکتک زدن درپنهان ونشستها وتف وتوهین وتحقیروتجاوزبه نفرات کم سن وسال وزنها شروع وفساد گسترده راه افتاد
ـ مبارزه با خانواده وعشق وعاطفه وعلائق شروع شد واین موارد جزکارهای حرام وازجنس خمینی ووزارت اطلاعات ودشمنی با مناسبات قلمداد وجا انداختندوخانواده شد مزدوروزارت اطلاعات ایران
به خواندن «خاطرات من ،عواقب انقلاب ایدئولوژیک درمناسبات : قسمت نهم» ادامه دهیدخاطرات من ، بحث انقلاب درونی : قسمت هشتم
با انقلاب مردان سابقه داروفرماندهان را کنارزد زیرا ممکن بود برعلیه اشتباهات اوبشورند ویا انشعاب بدهند ومردان عملا هیچ کاره بودند واگرهم مسولیتی داشتند دلیل براینکه بتوانند درسیستم فرماندهی خللی ایجاد کنند نبود…. با انتخاب زنان بعنوان شورای رهبری که بازیچه ای دردستان رجوی وعضدانلو بودند کلیه سیستم فرماندهی وبازوهای اجرایی رابدست گرفت…..
به خواندن «خاطرات من ، بحث انقلاب درونی : قسمت هشتم» ادامه دهید