خانم رجوی چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

درجایی هم گفته اخوندها جوجه ها را گرسنه دفن کردند منظورش کلیپی بود که جوجه ها را دفن کردند خوبه نگفته ماه رمضان ماه جوجه های گرسنه است بعد هم به قران اویزان وبحث یتیم را مطرح کرده است اگریتیم همان گرسنگان ورها شدگان هستند ممکن است بگویی چرا با جدا شدگان خود اینطورتنظیم وبعد چهل سال خوردن عمروروح وروان انها رابدون هیچ گونه حمایتی رها کردی جالبه نمیگذارد کمیساریا به انها حقوق پناهندگی بدهد وهرکس هم حرف میزند وخواهان حق خود است را مزدورمی نامد یکی درخواست حقوق پناهندگی کرده میگوید کسی که صحبت ازحقوق پناهندگی میکند مزدوراخوندهاست انهایی که ازاو حقوق میگیرند کسانی هستند که تماما همکارخودش هستند

به خواندن «خانم رجوی چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت نوزدهم

ازابتدا باید نگاه وبراساس خط درست پیش رفت نه اینکه عوامفریبی درپیش گرفت وسالیان با شعارهای بی محتوای ضد امپریالیستی توده ها ومردم را فریب داد درصورتی که اهل پاسخ گویی به عملکردهای خود نباشی وبعد هم با چرخشی تمام عیارهمکاری کنی انهم اطلاعاتی وسیاسی برعلیه کشورومردم خود این دیگراسمش حرکت سیاسی براساس شرایط نیست تحلیل عینی وذهنی درست نیست بلکه اسمش دگردیسی ضد انقلابی وضد مردمی وضد جنبش وضد خلقهاست زیرا که به امپریالیسم مشروعیت میدهی واشغالگری وتمامی کارها ومواضع اورا تائید میکنی این دوموضوع راباید ازهم جدا کرد تا بررسی وتحلیل درست داشت درغیراینصورت تمامی عملکردها تا ثریا میرود کج

به خواندن «خاطرات من : قسمت نوزدهم» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت هیجدهم

درحقیقت زرهی ها رفته بود ولی برای سرگرم کردن نیروها با امریکا صحبت وهماهنگ کرده بودند که یک دفعه خلع سلاح انجام نشود هرکاری کردند من نرفتم وگفتم همانطورکه قبل ازجنگ نوشتم ما خلع سلاح میشویم وموندن زرهی ها درانجا همان خلع سلاح است منهم نمیروم زرهی را تمیزومرتب وسرویس بکنم وتحویل امریکایی ها بدهم بگذارید زنگ بزند یک روز گفتند میخواهیم زرهی ها را تحویل امریکایی ها بدهیم بیا برو وزرهیت را تحویل بده وامضا بگیرگفتم مگه بی کارم وعقلم راازدست داده ام دوما مگه بچه میخواهید بازی بدهید من قبل ازجنگ خودم را اماده برای خلع سلاح کرده ام وگزارش ان راهم نوشته ام هرگزنمیروم زرهی را تحویل بدهم وجلو امریکایی زانو بزنم وبگویم خواهش می کنم تمنا میکنم این زرهی را که تحویل گرفتی لطفا یک امضاء بمن بده درثانی به چه دردی میخورد این امضاء ها وثالثا من منتظرم که کلاش را هم تحویل بگیرید گفتند کلاش هرگز گفتم خواهیم دید یکی یکی بقول ما ترکها آسا آسا وبالا بالا وبیربیرونرفتم خودشون تحویل دادند وبعد هم یکروز گفتند کلاشها را تحویل بدهید میخواهیم تحویل بدهیم ما هم تحویل دادیم وانها هم تحویل امریکا دادند وامریکا هم هرچه مهمات وزرهی وتفنگ بود را جمع کرد وبرد

به خواندن «خاطرات من : قسمت هیجدهم» ادامه دهید

هلال شیادی ودجالیت سخنگوی مجاهدین

این رودخونه ازافغانستان به ایران میرود باید جنازه ها درعمق خاک ایران پیدا میشد ولی ما ندانستیم که چرا جسدها درعمق افغانستان ازاب بیرون کشیده شده یعنی اینکه جریان اب سربالا حرکت کرده بهتراست بگوییم اب سربالا رفته رجوی وعضدانلو ودارودسته غربی ورسانه های انها ابوعطا سرداده اند اما نکته جالبتراین است که ابو عطای سخنگو خیلی اهنگین وبا ملودی های شنیدنی ست ازکانونهای شورشی خودش درافغانستان خواسته تمام دارودسته رژیم درافغانستان را بکشند ، میبینید صحبت ازکشتارمیکند یعنی ترویج تروریسم ، سوال اینه که چرا اینگونه صحبت میکند ونیازمبرم او به چه معنی ست ؟ اصلا چیزی بنام کانونهای شورشی درافغانستان دارد این مزخرفات چیست کجاست اون کانونهای شورشی دوتا را به جهان نشان بدهد ؟

به خواندن «هلال شیادی ودجالیت سخنگوی مجاهدین» ادامه دهید

خاطرات من :قسمت هفدهمین

دوروز درانجا بودیم که خبرامد برمی گردیم به پادگانهای خودمون پرچمهای سفید رابزنید وامریکایی ها ما را اسکورت میکنند با اسکورت امریکایی ها حرکت کردیم درحین راه که عراقیها مارا نگاه میکردند زرهی با پرچم سفید برای ادمی بسیارکشنده بود ؛ درحین رانندگی بیاد ستارخان افتادم که گفت خاک میخوریم ولی تسلیم نمیشویم گوشت خرمیخوریم ولی تسلیم نمی شویم وخودش درحالی که فقط بیست نفربودند با اسب درکوچه ها حرکت وپرچمهای نصب شده برخانه مردم درجریان حمله ومحاصره توسط عین الدوله وانگلیس را کنده وبزمین پرتاب وبا مقاومتش محاصره را شکست وعین الدوله را شکست داد ولی رهبری ما میگوید پرچم سفید روی خودروها بزنید وبا اسکورت امریکایی ها بعد این همه سال شعارضد امپریالیستی وضد امریکایی واینکه اگربسمت ما شلیک شود میجنگیم به سمت قرارگاههای خودبرگردید اینجا بود که هرچی علاقه وذره ای تعلق به رجوی وعضدانلو وسازمان مجاهدین درمن مونده بود تماما دود هواشد ورفت

به خواندن «خاطرات من :قسمت هفدهمین» ادامه دهید

تفسیری برتفسیرسوره نوح توسط رجوی

همیشه بهش میگفتم این دوراحق خودم میدانم وهرگز هم ازان کوتاه نمی ایم ، رجوی مدعی بود که قران را ازصندوق خونه ها وطاقچه ها برداشته وگردو غباررا پاک واسلام انقلابی وچپ مارکسیم را ازتوی ان بیرون کشیده وبا این عمل اسلام را غبارزدایی کرده وبرای قران دینامیزم وپویایی بوجود اورده وبا این قوانین اسلامش مثل پروانه درحال پرواز اهنگین وخلق زیبا یی هاست یکی از این خلقها تفسیرسوره نوح بود که بنده اوایل نمی فهمیدم چرا اینگونه تفسیروحرف میزند که بعدها متوجه شدم که دراینجا به همین فهم خوددرسالهای دوم دهه هفتاد اشاره میکنم تفسیربا خوندن قران واینکه نوح 950سال کارروشنگری کرد ودرنهایت دست جرارحاکمیتهای وقت نگذاشتند به نتیجه برسد کشتی درست وازهرنوع حیوان یک جفت درون ان گذاشت که دراین میان فرزند نوح هم کافروغرق شد…….

به خواندن «تفسیری برتفسیرسوره نوح توسط رجوی» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت شانزدهم

ـ مریم عضدانلو را مخفیانه بدون اینکه نفرات درجریان باشند را با تعدادی درحد سیصد نفرازمسولین را به فرانسه فرستاد اسمش کارسیاسی ودفاع ازارتش بود ولی واقعیت این بود که رجوی انها را ازصحنه جنگ بیرون کشید تا بتواند اینده اش را تضمین کند….نقشه پادگانها ومختصات انها همراه فیلم ومختصات استقراریکانها ی مستقردرخط جبهه وجنگی همه وهمه را هم به سازمان ملل دادند وهم امریکا که بدانند ما درکجا مستقرهستیم وبه امریکا هم پیام دادند که ما با شما کاری نداریم هدف ما جنگ با رژیم خمینی ست….

به خواندن «خاطرات من : قسمت شانزدهم» ادامه دهید

چراسازما مجاهدین وشورای انها دربرابرخلیج فارس سکوت کرده اند

خلیج فارس توسط صفویان ازچنگ امپراتوری پرتقال ازاد شد ایا ازادی سرزمین درانزمان انهم به این مهمی واستراتژیک به رژیم خمینی ربط دارد ؟ خیر، رجوی همیشه دم ازشیعه بودن میزند ولی نمیگوید شیعه ساخته وپرداخته شاه اسماعیل صفوی بوده است وتا انزمان چیزی بنام شیعه درجهان وجود نداشت چرا اگرقبول کند کلاه اعتقادی وایدئولوژیکش پس معرکه است این خاندان که پایه گذارفکری تو هستند ازاینکه بگذریم مگرهمین خاندان خلیج فارس را ازچنگ بیگانه بیرون نیاورند پس چرا یک کلمه درباره ازادی خلیج فارس نمیگوید ونمی نویسد مگرادعای ایرانی بودن نمیکند ؟ میدانید چرا ؟

به خواندن «چراسازما مجاهدین وشورای انها دربرابرخلیج فارس سکوت کرده اند» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت پانزدهم

مریکا که ایران وکویت نبود تمامی سیستم امریکا روی هوایی سواربود نه زمینی بخصوص اینکه ازتجربه بالکان استفاده واولا بمبهای هوشمند ساخته بود ودوم هوایی وزمینی را توسط ماهواره واینترنت وجی پی اس یکی کرده بود یعنی ماهواره هدف میگرفت واشعه پرتاب روی هدف وهواپیما شلیک وبه قلب هدف میخورد این سیستم را درافغانستان تجربه کرده بود ازطرف دیگه با سیستمهای ماهواره هرلحظه فرماندهی درواشنگتن میدونست فلان گردان کجاست در حال انجام چه کاریست وفیلمش را هم میدیدند ودستورات را به خود گردان هم میدادند ووقت وانرژی هدرنمیرفت وبا سریعترین زمان ودقیقترین شیوه کنترل وفرماندهی میشدند وهرگردان هم به سیستم هوایی وصل بودد وهرموقع نیازداشت درخواست پشتیبانی هوایی میکرد ؛ درنظربگیرید با سیستم تلفن قورباغه ای عراق تا میخواستند ازگروهان با گردان تماس بگیرند وسلسله مراتب فرماندهی را طی کنند گروهان امریکایی درجا با اسکادران هوایی تماس وهواپیماهای دراسمان توسط ماهواره بلافاصله گروهان وگردان عراقی را زیربمبهای ده هزارکیلویی ودیزی کاترپانزده هزارکیلویی نابود میکرد

به خواندن «خاطرات من : قسمت پانزدهم» ادامه دهید

ایا مریم عضدانلو صلاحیت رهبری داشت ویا دارد ؟

رجوی ازهمان زمان برای او نقشه کشیده بود ومی خواست زمینه ترقی او را فراهم کند علاوه براین سه مورد باید ببینیم اصلا انقلاب اید ئولوژیک برای چی راه افتاد ایا ضرورت مرحله ومبارزه بود ویا مریم عضدانلو صاحب چنین صلاحیتی شده بود ؟ هیچ کدام دلیل نبود تنها دلیل راه اندازی انقلاب ورهبرشدن مریم عضدانلو ماحصل عاشقی رجوی بود که عاشق او شده بود اگررجوی عاشق کس دیگری میشد ایا باز مریم عضدانلو را رهبرمیکرد هرگز وبه هیچ قیمت ، همسررجوی ورهبرشدن مریم عضدانلوبخاطرزیبایی که داشت ورجوی نمیتوانست ازان بگذرد به همین دلیل انقلاب را راه انداخت واوراهم رهبرکرد تا به ارزو وامیال شخصی خود برسد درطی سالیان که ما درکنارانها زندگی کردیم صلاحیتی دراو ندیدیم که جایگاه رهبری را تصاحب کند همه کاره رجوی بود او فقط تمایلات وخواسته وحرفهای رجوی را تکراروانها را پیش میبرد دلیل هم این بود

به خواندن «ایا مریم عضدانلو صلاحیت رهبری داشت ویا دارد ؟» ادامه دهید