قطرات اشک رجوی وعضدانلو همان دندانهای تمساح است

با تحریم مثل تمساح بجان ملت افتاده اند درحقیقت باید گفت این قطرات اشکی که ازچشمهای باند مافیایی مجاهدین وشورای انها برسروروی فقرا وقشرهای ضعیف درجامعه ایران میریزد همان دندانهای تمساح است که یکی یکی برتن وجان ملت فرو میرود خنجرهای زهراگین است که ازپشت برکمرملت می نشیند نیزه های قدروخیانت است که سینه ها را سوراخ وشکمها را میدرد ازدشمنان ملت میخواهد که با تحریم وسلاح کشتارجمعی صدباربدترازبمب اتم ملت ایران را نابود کند ودرسایتهایش اشک هم میریزد ای تف براین ایدئولوژی مریم عضدانلو وانقلاب مریم که رجوی تئوری انرا بنانهاد ای تف براسلام سیاسی که بران پافشاری میکنید ننگ ونفرین ابدی برشمایان باد که اینقدرضد ملت هستید دندانهای تمساح که ازچشمانتون میریزد را حداقل قایم کنید که خیلی افتضاح باراورده اید

به خواندن «قطرات اشک رجوی وعضدانلو همان دندانهای تمساح است» ادامه دهید

نیروها درنشست بهم نان قرض میدادند

محض دیدن اشعه خواهرمریم را دراو دیدم وبخودم گفتم کاش این خواهرمسول ما بود چقدرشبیه خواهرمریم است هرجا میرود وپا میگذارد نورواشعه خواهرمریم را درهمه جا پخش میکند ازاینکه مسول ما شد خیلی خوشحالم ومیدونم که دست ما راهم گرفته وبا خود بسمت خواهرمریم می برد ما که تنهایی نمیتونیم…..اگردرمن اشعه خواهرمریم دیده اید ویا می بینید همه ازخواهرمریم است بخاطراین است که ما خواهران یک قدم ازشما برادران جلوتریم چون خواهرمریم را زودتروبهترشناختیم ما که روی پای خود نمیتونیم بریم باید با پای خواهرمریم حرکت کنیم شما هم دستتون را بمن بدهید تا به خواهرمریم وصلتون کنم ،…هم ازخودش تعریف میکرد هم دوتا لگدبرسرگوینده وسایرمردان میزد که هواستون باشه هژمونی با ماست وشما عقب مونده هستید وراه نمیتونید برید حتما باید پشت من حرکت کنید والی اخر وهم منت گذاشته شکسته نفسی هم میکرد که هرچه دارم ازخواهرمریم است ،

به خواندن «نیروها درنشست بهم نان قرض میدادند» ادامه دهید

رجوی وعضدانلوخودشون نوروروشنایی هستند

رجوی بقول خودش ازسال 54 درزندانهای شاه این مرز را کشید نتیجه ان میشود ، همراهی با بیگانه برضد مملکت وملت حتی بقیمت کشتارجمعی با سلاح تحریم وخواهان بمباران وورود تروریسم وتجزیه کشوربرای نابودی خمینی بقیمت نابودی منافع ملی وکشورومردم است چرا برای اینکه تاریکی برود ونوروروشنایی رجوی وعضدانلو قدرت را قبضه کنند اینهم میشود ماحصل جهان هستی که براساس دوگانه پرستی وشرک استواراست…..

به خواندن «رجوی وعضدانلوخودشون نوروروشنایی هستند» ادامه دهید

پیام شماره بیست وپنج رجوی حمایت تمام عیارازجنایت است

باید گفت رجوی نه لعنت بلکه ازتمامی جنایتها حمایت کرده ومیکند ولی با دجالیت وشیادی وعوامفریبی همیشگی که برای ما معلوم است افشا کرده وبازمیکنیم ولی رجوی وعضدانلو بدانند دوران اسلام سیاسی بسرامده وریش وریشه شمایان را ملت ایران با ایرانگرایی قدرت مند وفرهنگ ایران ازروی زمین خواهند کند تمامی این حرفها نشاندهنده شکست تمام عیاراید ئولوژیک وسیاسی ونظامی ست که درباتلاق البانی درحال خفه شدن است وعواطف مادرها وخانواه ها نسبت به فرزندان هم ازدیوارهای البانی وارد اشرف سه شده معلوم است عضدانلو رجوی را ازقبربیرون می اورد ویاوه هایش را اززبان او میگوید

به خواندن «پیام شماره بیست وپنج رجوی حمایت تمام عیارازجنایت است» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت بیست و پنجم

بعد عید نوروز که یک هفته بود وسیزده بدرهمه دراماده باش بودیم روز سیزده را هم درپستهای نگهبانی بدرکردیم وروز هجدهم کلا همه دراضلاع بودیم شب شد ومن نگهبان بودم که یک ستون نظامی عراقی ازسمت غرب که جاده خالص بغداد دران قرارداشت وارد بیابون شده وبه سمت ضلع جنوب امدند و به ضلع شمال رفتند همزمان سه زرهی امریکایی با ژنزال مسول حفاظت اشرف درکنارکیوسک نگهبانی که من بودم درحال صحبت با مژگان پارسایی جانشین رجوی وصدیقه حسینی مسول اول مجاهدین وبخش سیاسی وتعداد دیگری ازشورای رهبری وفرماندهان مرد بودند ساعت تقریبا سه صبح بود که همانجا دوباره به فرمانده ام گفتم فلانی ببین امید به این سه زرهی امریکایی وماشینهای سازمان ملل نداشته باشید شک نکنید انها ازاول موافق بوده وهستند ومالکی هم بدون هماهنگی واجازه امریکا وسازمان ملل بما حمله نمیکند اینها الان میروند وکمی هوا روشن بشود حمله صورت خواهد ….ژنرال امریکایی دستورخروج زرهی ها ونیروهایش ازاشرف را همانجا صادروهمراه سازمان ملل ازضلع جنوب بسمت ضلع شمال که محل امریکایی ها بود رفتند ودوساعت بعد یعنی ساعت پنج صبح حمله شروع وان قسمت را که میخواستند گرفتند و36 کشته و1200زخمی روی دست رجوی موند که منهم درهمین درگیری دوگلوله یکی ازران پا ویکی هم ازشکم خوردم عراقی ها به هدف خود رسیده وزمین را گرفته بودند…….

به خواندن «خاطرات من : قسمت بیست و پنجم» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت بیست چهارم

یک روز عصر صدیقه حسینی مسول اول مجاهدین با مادریکی ازکشته شده ها به انجا امدند زیرا فرد کشته شده ازنفرات همین گروهان بود درانجا نفرات صحبت وناراحتی خود راازکشته شدنها به مسول اول گفتند منهم پشت سربقیه ایستاده بودم چون با مسول اولها ومسولین زن ومرد رابطه نداشتم ونزدیک انها نمیرفتم صدیقه حسینی درجواب نفرات گفت شما نمی فهمید این جنگ ودرگیری یک (مائده اسمانی بود که برای ما ازطرف خدا نازل شد)وسازمان را ازرکود وپاسیویسم دراورد وبا تبلیغات خواهرمریم درخارجه واعتصابات دوباره خود را جهانی کردیم ونگذاشتیم صدای ما خاموش شود حرف به اندازه کافی گویاست فقط بگویم که مائده ازاسمان نیامد وخدا هم نفرستاد بلکه رجوی وعضدانلو شرایط رابوجود اوردند ازاین حرف میشود فهمید برای چی رجوی دنبال درگیری بود برای ما که مشخص بود بعد رفتن یکی ازفرماندهان ازمن پرسید منظورخواهرصدیقه ازمائده چی بود منهم داستان مائده را که قران تعریف میکند رابرایش گفتم وحرف مسول اول راهم سربسته طوری که متوجه نشود مخالف هستم برایش بازکردم وقتی فهمید یکباره بمن گفت پس دراین مدت ما اگاهانه شرایط رابسمت درگیری وکشته دادن بردیم که تبلیغات کنیم وجهانی بشویم گفتم خواهرصدیقه همین را گفت….

به خواندن «خاطرات من : قسمت بیست چهارم» ادامه دهید

خاطرات من : قسمت بیست و سوم

یکی دیگرازدخالتها ایجاد درگیری با دولت عراق بود وهرچقدرهم عراق به امریکا وسازمان ملل شکایت میکرد گوش نمیداد وهمیشه با سازمان ملل جنگ ودعوا بود وبا لابی های امریکایی واروپایی وبا پرداخت پولهای کلان عملا سازمان ملل را هوکرده وبه قرارگاه راه نمیداد وهروقت هم میامدند با راه اندازی شعاروتظاهرات برعلیه سازمان ملل انها را بیرون میکرد وهدف هم یک چیزبود نمیخواست مجامع بین المللی ازاوضاع داخل ومناسبات خبردارشده وبفهمند چه خبراست با دولت عراق هم همین کارها را میکرد ونمیگذاشت پای یک نفرازدولت عراق به اشرف بخورد دولت عراق هم میگفت تو اجازه فعالیت سیاسی درعراق نداری چون عراقی نیستی ویک گروه خارجی هستی وپناهندگی هم که نداری بعنوان فرد حرف بزنی درهیبت سازمانی نمیتوانی با عراقیها وسیاستمداران وسازمانها وگروههای عراقی تماس وبرعلیه دولت عراق توطئه وانها را تشویق به تظاهرات وعمل مسلحانه برعلیه دولت بکنی

به خواندن «خاطرات من : قسمت بیست و سوم» ادامه دهید

مریم عضدانلو اخوند لچک بسر، دربالای منبر

رست میگه همان ازادی که دردرون تشکیلات ملت را به صلابه میکشیدند وکتک میزدند وتف باران میکردند ودرزندان با داغ ودرفش نیروهای خودش راسلاخی ومی کشت ، همان دیوارهایی که دورمردان وزنان کشیده وانها را درقوطی تفکرات ضد انسانی خود به بند کشیده است ، سرشت حقیقی که عضدانلو ازانها دم میزند فحاشی درشبکه های مجازی وصادرکردن حکم اعدام وتروردرانظارهفت میلیارد انسان درتلویزیون است ، اینها سرشت حقیقی ست بنده براین سرشتها یک خروارتف میاندازم ، درجای دیگر میگوید (رمضان وفطریعنی رهایی ازغرایز جنسی وتفکرات ضد استثماری ست ) درست میگه سمبل اینگونه رهایی رهبرعقیدتی وزنان شورای رهبری بودند یکی مجلس بزم وعیش ونوش راه اندازی وزنان را به حرمسرای خود میبرد واخوند لچک بسرهم خطبه عقد ویا صیغه را قرائت میکرد

به خواندن «مریم عضدانلو اخوند لچک بسر، دربالای منبر» ادامه دهید

ایا خانم مریم عضدانلونژاد پرست نیست ؟؟

علاوه براینکه موضع نمیگیرد با هواداران وسایبرهای کثیفش همزمان با تظاهرات مردم امریکا شروع کرده عکس های ابان را منتشرکردن ومیگوید ایران را به اتش بکشید راستی چرا ؟ به این دلیل است که وارد شده تا با انتشارعکسها وحرفها ذهن مردم را ازتظاهرات واشوبهای امریکا منحرف کند یعنی اینکه به پشتیبانی ترامپ برخاسته ، ای کاش فقط سکوت میکرد برعلیه ملت امریکا قد علم کرده است وجواب دست مزدها وحمایتهای سیاسی ترامپ را اینگونه میدهد وقدردانی میکند چی شد خانم عضدانلو اینجا که میرسد نه حقوق بشری هست نه حقوق شهروندی ونه برابری نژادی وعدالت راهم فراموش میکنی چرا اتش زدن دراینجا جرم است ولی درایران عملی انقلابی ؟ ازهمه این بی پرنسیبی ها وبی هویتی ها وحمایت ازتروریستها ورهبران غربی انها که بگذریم باید گفت با اشوب درامریکا چه به نتیجه برسد وچه نرسد ابرووهیمنه داخلی هم فروریخت وکمرنولیبرالیسم شکست

به خواندن «ایا خانم مریم عضدانلونژاد پرست نیست ؟؟» ادامه دهید

تفسیری برتفسیرسوره ابراهیم توسط رجوی

درجریان داستان امیریغمایی که نوشتاری داشتم گفتم بعدا باز میکنم اینگونه برخوردها ازکجا نشات میگیرد ازهمین سوره ها وتفاسیری که براساس تمایلات وخواسته خود تفسیرمیکرد یعنی اینکه با بیان اینگونه مسایل اولا با یاد اوری ازانجیل خانواده وپدرومادروفرزند وزندگی را برای نیروها حرام وازچشم انها میانداخت واینگونه القا میکرد که من مسیح هستم وشما هم که دنبال من امده اید باید ازهمه تنفرداشته باشید اگرنه ازمن نیستید کینه ونفرت نسبت به خانواده رادردلها میکاشت وانها را دراذهان نیروها وجلو چشمان بقیه سنگ باران میکرد چون مزاحم وازما نیستند وشیطانند چون شماراهم ازامدن درپی من بازمیدارند درنتیجه باید شیاطین مجسم را ازدل وروح وروان خود بزدائید درداستان ابراهیم هم فرزند را میکشت واینگونه القا میکرد اگردرمرحله ای نیستید که سرفرزندان خود را ببرید لایق من نیستید وعملتون ابراهیمی نیست ، اینکه می بینید اینقدربرعلیه پدرومادروخانواده سم پاشی میکرد ومیکند ویا مادررا اورده حکم قتل فرزند را صادرمیکند ازاینجا نشات می گیرد با این ایات قبلا خانواده رابعنوان شیطان مجسم درنشستها به اندازه کافی سربریده است

به خواندن «تفسیری برتفسیرسوره ابراهیم توسط رجوی» ادامه دهید