خاطرات من : قسمت پنجم

رجوی درسال 64 انقلاب را راه انداخت وبحث رهبرعقیدتی را مطرح وبه اسم حقوق زن مریم رجوی را بعنوان معاون خود انتخاب وبحث طلاق را با اوردن ایه قران درباره زید پسرخوانده پیامبروداستان طلاق زنش اززید وازدواج با پیامبررا چاشنی عمل خود برای مشروع کردن عمل خودوسط کشید ومریم عضدانلوازمهدی ابریشمچی طلاق وبا مسعود رجوی ازدواج کرد منتهی این عمل فقط برای مسعود ومریم بود وبقیه اجازه نداشتند وارد طلاق وازدواج شوند وحرف هم این بود که شما به من بعنوان رهبری سیاسی نگاه میکنید درصورتی که من رهبرعقیدتی هستم …

چمنی که تا قیامت گل او بباربادا ……صنمی که برجمالش دوجهان نثاربادا

بدو چشم من زچشمش چه پیامها کردم….که دوچشمم ازپیامش خوش وپرخماربادا

درزاهدی شکستم به دعا نمود نفرین…که برو که روزگارت همه بی قراربادا

نه قرارماند ونه دل به دعای اوبه یاری….که به خون ما تشنه که خود اشنا بادا

تن ما به ماه ماند که زعشق میگدازد…دل ما چوچنگ زهره که گسسته تاربادا

به گدازه ماه منگربه گسستگی زهره….توحلاوت غمش بین که یکش هزاربادا

چه عروسی است درجان که جهان ….زعکس رویش چونوعروسان تروپرنگاربادا

مولوی

شرایط سیاسی ومنگنه ای که سازمان مجاهدین دران قرارداشت را شرح دادم وبحث انقلاب ایدئولوژیک را ادامه میدهم نوشتیم که رجوی اشتباه رانپذیرفت وبحث انقلاب رادرسال 67راه انداخت منتهی فقط برای افراد هیئت اجرایی یعنی بالاترین هرم تشکیلاتی ودرسال68دوراه داشت یا خروج ازعراق یا موندن با مشکلات وسال 69 با بسته شدن راه برای همیشه

رجوی درسال 64 انقلاب را راه انداخت وبحث رهبرعقیدتی را مطرح وبه اسم حقوق زن مریم رجوی را بعنوان معاون خود انتخاب وبحث طلاق را با اوردن ایه قران درباره زید پسرخوانده پیامبروداستان طلاق زنش اززید وازدواج با پیامبررا چاشنی عمل خود برای مشروع کردن عمل خودوسط کشید ومریم عضدانلوازمهدی ابریشمچی طلاق وبا مسعود رجوی ازدواج کرد منتهی این عمل فقط برای مسعود ومریم بود وبقیه اجازه نداشتند وارد طلاق وازدواج شوند وحرف هم این بود که شما به من بعنوان رهبری سیاسی نگاه میکنید درصورتی که من رهبرعقیدتی هستم (معنی این جمله این است که رهبرسیاسی قابل برکناری وحسابرسی ست ولی رهبرعقیدتی قابل برکناری وحسابرسی نیست وبا حقه بازی رهبری مادام العمری خود را تثبیت وازپذیرش اشتباه طفره رفت ) رسیدیم به سال68علاوه برمشکلاتی که مطرح کردم یک مشگل اصلی واساسی هم وجود داشت که رجوی هرگزقادربه حل ان نبود وحقه بازی دوم رابکارگرفت انهم نبود زن بود زیرا نیروها همه جوان ونیازبه زن وشوهرداشتند که

 یک: زن به اندازه مردها نبود ونمیشد همه رابزورتشکیلات ومبارزه واداربه ازدواج با هم کرد که هیچ علاقه ای بهم نداشتند قبلا همین کارراکرده بود با توجه به اینکه هفته ای یک شب با هم به خونه میرفتند ان یکشب هم به دعوا کشیده وتعدادی زن ویا شوهررا ول کرده به مقرات خود برمیگشتند وعملا ازدواجهای تشکیلاتی به بن بست رسیده بود

دو : نمیتوانست که برای همیشه ازداشتن بچه همه را منع وممنوع کند

سه: زاد وولد بچه کودکستان ومدرسه وپارک وگردش ومحبت وزندگی با پدرومادروتربیت نیازداشت با هفته ای یک شب انهم اخرشب که بچه رادرخواب ازمدرسه بخونه میاوردند ودرخواب برمیگردوندند اصلا جوابگو نبود

چهار: انهایی که زن نداشتند را چکارمیخواست بکنه فشارمیاوردند که زن وشوهرمیخواهیم یا اجازه بده ومسایل ماراحل کن برویم خارج وخودمون ازدواج کنیم یا بهمون زن وشوهربده

پنج:اگراجازه میداد میرفتند که کسی نمیموند تا او بقول خودش به مبارزه ادامه بدهد ومیبایست یک اطلاعیه داده وخروج ازعراق را اعلام میکرد

شش: اگرازعراق خارج میشد میبایست جواب میداد چرا به عراق رفتی ودرجنگ با ارتش ایران درکنارصدام قرارگرفتی خیلی ازاعضای مطلع شورا ازجمله بنی صدر بهش گفته بودند به عراق نرودرکنارصدام قرارمیگیری وبعنوان ستون پنجم وهمدست صدام شناخته میشوی ایا میتوانست چنین کاری رابکند اگرمیخواست بکند که درجمع بندی سال63اشتباهات را می پذیرفت وازرهبری سیاسی کنارمیرفت وعلی زرکش راهم که معاون خودش بود رامحکوم به اعدام نمیکرد

تنها راهی که انتخاب کرد که مشکلات اورابظاهرحل میکرد انقلاب بود ولی با یک تفاوت اساسی نسبت به انقلاب مرحله اول درپاریس وان هم این بود که برخلاف حرف پنج سال پیش خود درپاریس گفت

همه باید طلاق بدهند وفرماندهان زیرهیئت اجرایی وفرماندهان گردانها را هم دربرگرفت وانهایی که زن وشوهرداشتند ازهم جداشدند وانهایی هم که ازدواج نکرده بودند میبایست درذهن خود طلاق زن وشوهرمیدادند وتعهد مادام العمری که دنبال زن وشوهرنروند

دراین مرحله یک روز گفتند بروید سالن ما رفتیم سالن ودیدیم یک اطلاعیه روی تابلو اعلانات چسبونده اند که دران نوشته بود مریم عضدانلو همردیف رهبرعقیدتی شده ومن از مسول اولی سازمان استعفا داده ومریم میشود مسول اول وجانشین خودم وازنظراعتقادی هم همطراز من است وهمه باید اعتقادی اوراهم به عنوان رهبراعتقادی بپذیرند وبعد چند روز یک فیلم ازمعرفی مریم درنشست که برای هیئت اجرایی گذاشته بود نشان داده وبحثهای انقلاب شروع شد وماهها همه راباخودش برد

تازمانی که من بودم انقلاب ده بند داشت رجوی تصمیم گرفت مریم عضدانلو رابعد انتخاب بعنوان ریاست جمهوری به پاریس بفرستد واسمش را گذاشت  «بند  ر» (درزمان خودش توضیح خواهم داد )در ادامه رسید به  «بند  ف » یعنی فردیت فروبرنده یعنی هرچیزی که با اعتقادات وعمل رجوی وعضدانلو همخوانی نداشت اسمش را گذاشتند فردیت فروبرنده یعنی عملهایی که نیروها راازسازمان وکارروزانه بازمیدارد ونهایت ان شد عملیات جاری یا جنگ لحظه ای وروزانه که می بایست هرفردی درطول روز میامد واشکالات برخوردها کارها وتنظیم رابطه های خودش که با ملاک ومعیارمجاهدین نمیخوند را نوشته وازخودش انتقاد میکرد که انهم بصورت یک مجموعه فاکت جه عاملی باعث ان شد وواقعیتهای دیدگاه رجوی چیست وچکارمی بایست میکرد که نکرده وتعهداتی برای خودش میگذاشت تا دیگرخطاها را انجام ندهد که روزانه میبایست همه درنشست این فاکتهارا میخوندند ودوم غسل هفتگی که مربوط به مسایل جنسی افراد وخانواده بود که افراد مینوشتند وهفته ای یکروز پیش همه این فاکتها را میخوندند ویک جمع بندی دراخرمینوشتند وبرگه رابعد ازخوندن تحویل میدادند

دلایل اینکه چرارجوی وارد انقلاب شد را نوشتم ببینیم هدف چی بود موضوعی که بدون پرداختن به ان معنی ومفهوم انقلاب قابل فهم نیست

یک : با انقلاب مردان سابقه داروفرماندهان را کنارزد زیرا ممکن بود برعلیه اشتباهات اوبشورند ویا انشعاب بدهند ومردان عملا هیچ کاره بودند واگرهم مسولیتی داشتند دلیل براینکه بتوانند درسیستم فرماندهی خللی ایجاد کنند نبود

دو : با انتخاب مریم عضدانلو بعنوان مسول اول سازمان وریاست جمهوری ومسول انقلاب نیروها عملا هم معاونت خود وهم سازمان مجاهدین وهم ریاست جمهوری ومسولان کمیسیونها ودرنهایت شورای ملی را که بال سیاسی ارتش مستقردرعراق بود را قبضه کرد

سه : با انتخاب زنان بعنوان شورای رهبری که بازیچه ای دردستان رجوی وعضدانلو بودند کلیه سیستم فرماندهی وبازوهای اجرایی رابدست گرفت

چهار: باراه اندازی عملیات جاری نیروها را تحقیروسرکوب کرد

پنج:باراه اندازی غسل هفتگی  نیروها را له ولگد کوب کرد وازانها تعهد اخلاقی گرفت تا هرموقع کوچکترین حرکتی کردن با علنی کردن ان نیرو را تحقیروسرکوب ولجن مال کند بهمین دلیل خیلی ها جرات حرف زدن نداشتند

نتیجه : با انقلاب ایدئولوژیک رهبری عقیدتی خود را تثبیت کرد یعنی شد ولی فقیه ومرجع تقلید نیروها که صاحب صلاحیت خدایی ونماینده امام زمان وامام حاضروامام عصراست که هیچ کس نباید درذهن خودش به ان شک کند ومعصوم هرکاری هم میکند ازقران وپیامبروامام است ومخالف هم کافروزندیق وملحد ومرتد و…. میباشد ؛ ذهن نیروها که ممکنه رهبری اشتباه کردباشه وبخواد جواب بده را بست وکلا حسابرسی راازبین برد واینطورجا انداخت که رهبرعقیدتی هرگزاشتباه نمی کند  

ذهن نیروها رادرگیرهمین مسئله کرد ونیروها به چیزدیگری فکرنمیکردند وشرایط بسته شدن راه وعدم جنگ خارجی را توجیح ونیروها رادرگیرخود وانها رادردرون کشت تا فکرکنند درحال جنگ با خمینی هستند جنگ خارجی راتبدیل به جنگ داخلی ودرونی نیروها کرد

 به اصطلاح درونی مجاهدین کل مقاومت راقبضه ودرحقیقت ازسازمان رزمنده به دولت درتبعید تبدیل وقوانین خودش را مثل یک دولت اعمال کرد دیگرسازمان رزمنده پیشتاز واگاه نبود بلکه ادم اهنی هایی شده بودند که فقط هرکاری را میگفتند انجام میدادند 

لینک به قسمت های :

 اولhttps://vatanamiran.home.blog/2020/03/31/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%

دوم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/02/%d8%ae%d8%a7%d8%b7

سومhttps://vatanamiran.home.blog/2020/04/04/%d8%ae%d8%a7

چهارم https://vatanamiran.home.blog/2020/04/07/%d8%

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s